به
همراه جمعی از طلّاب بحرینی در «حوزة نجف»، در درس اخلاق مرحوم آیت الله
سبزواری شرکت میکردم. روزی در میان درس، به مناسبتی، داستانی از زندگی
خود، که در چهل سالگی برای ایشان رخ داده بود، این گونه تعریف کرد:محمد صادق امّةطلب
مقدمه:
شیعیان
تا سال 260 ق، که حضرت امام حسن عسکری، علیه السلام، به شهادت رسیدند،
مستقیماً و یا ازطریق نمایندگان و افراد مورداطمینانشان به امامان معصوم،
علیهمالسلام، دسترسی داشتند، امّا در دوره غیبت، لزوماً با این سؤال مواجه
میشوند که آیا غیبت امام معصوم (حجّت خدا) بمثابه رفع تکالیف از مسلمان و
بخصوص شیعیان است؟ اگر جواب منفی باشد، آیا تکالیف آنها را عقل افراد تعیین
میکند و یا منابعی ویژه برای تعیین تکالیف، و افراد خاصّی برای تشخیص آن
وجود دارند؟ و اگر منابع و افراد خاصّی باید تکالیف مردم را معلوم کنند،
آیا گستره و حجم و وسعت تکالیف عصر غیبت امام، علیهالسلام، عیناً مانند
دوره حضور است؟ در پاسخ به این پرسشها، برخی از علمای شیعه کتابهایی تألیف
کردهاند. از جمله مرحوم دبیرالدین میرزا علیاکبر صدرالاسلام همدانی در کتاب
خویش تکالیف مردم در عصر غیبت را تشریح کرده است.
همچنین مرحوم آیةالله سیدمحمد تقی موسوی اصفهانی، قدّس سرّه، در کتاب مهم خود وظایف بسیاری را برای منتظران برشمرده است.
در
مقاله حاضر کوشیدهایم تا وظایف کلی و راهبردی شیعیان درعصر غیبت را مطالعه
کنیم. با مطالعه این وظایف، میتوانیم پاسخ پرسشهای آغاز مقاله را بدهیم.
براساس این مقاله، میتوانیم بگوییم که تکلیف در عصر غیبت رفع نمیشود، بلکه
براساس مقتضیات زمان و با تکیه بر قرآن و سنت نبوی، صلّی الله علیه وآله، و
سیره اهلبیت، علیهمالسلام، توسط فقهای جامعالشرایط تعیین و مشخص میگردد.
همچنین بخوبی میتوان دریافت که همانطور که حیرت و ابهام و فتنه زیاد است و
طبعاً زیرکی فراوانتری لازم دارد؛ بهدلیل وقوع شبهات فراوانی که ازطرف
پیامبر اسلام، صلّی الله علیه وآله، دستور به توقف در آنها داریم و نیز
بهخاطر حضور علنی نداشتن و دردسترس نبودن امام معصوم، علیهالسلام، در جامعه
و سیطره کفّار و ستمگران بر مقدّرات بشر و لزوم تحفّظ و احتیاط بیشتر
شیعیان، گسترة تکالیف محدودتر است تا با شرایط تقیّه تطبیق کرده و موجودیّت
شیعه حفظ شود. نکته مهم این است که شیعه عصر غیبت، از نظر هویّت تاریخی و
عقائد و احکام فرعی و وحدت کلمه و محاسن اخلاقی و امثال آن، نباید فرقی با
شیعه عصر ظهور داشته باشد. باید چنان باشد که اگر از قرن پانزدهم هجری به
قرن اول هجری منتقل شد، بتواند همانطور موضعگیری و عمل کند که برادرانش در
کنار امام علی، علیه السلام، و سایر ائمه هدایت، علیهمالسلام، و یا در عصر
پیامبر، صلّی الله علیه وآله، میکردند و خصوصاً از جهت عقاید و نیز رضا
(خشنودی) و سخط (ناخشنودی) همانند آنها باشد. البته این دیدگاه با
سکولاریسم و پلورالیسم دینی و دموکراسی و عصری شدن دین و امثال آن تقابل و
برخورد پیدا میکند که در موضوع این مقاله اهمیتی ندارند.
وظایف کلی شیعیان در عصر غیبت کبرای حضرت امام حجة بن الحسن العسکری، سلاماللهعلیهما
وظیفه
شیعه درعصر غیبت این است که برآنچه از حق و هدایت که به او رسیده، ثبات
قدم داشته و چنگ بزند تا محفوظ بماند و پیداست که منبع شناخت این مطالب
حقّه و هدایت یافتن به آن، مطابق حدیث متواتر ثقلین، قرآن مجید و سنت نبوی و
عترت طاهره است، که در عصر غیبت روایات و سنت ایشان در کتب موجود است.
روایات متعددی با الفاظ مختلف براین مطلب دلالت میکنند، ازجمله:
1 ـ پرهیز از شک
از امام صادق، علیه السلام، نقل شده که ضمن حدیثی درباره عصر غیبت فرمودند:
... فإیّاکم والشّک والاءرتیاب أنفو عن أنفسکم الشکوک و قد حذّرتم فاحذروا من الله...
پس
بپرهیزید از شک و دودلی و تردید، شکها را از خودتان برانید و به تحقیق که
شما برحذر داشته شدید، پس از خدا پرهیز کنید (که درعصرغیبت تردید بهخود
راهدهید ) ...
این حدیث نشان میدهد که یکی از وظایف شیعه در عصر غیبت،
احراز درجة رفیع یقین و تلاش برای حفظ عقاید حقّه است. زیرا طولانی شدن
دوره غیبتف حجّتف خدا، باعث تردید و بیاعتقادی بسیاری میشود و سیطره
مادّیت (مادی گرایی) و فضلفروشی عالم نمایانی که علم و تخصص آنها ربطی به
عقاید ندارد و درعین حال در آن دخالت و تخریب میکنند، مزید بر علت است.
2 ـ چنگ زدن به امرف اول تا وصول به امرف آخر
ما
مجموعه بزرگ و والایی از احادیث عقیدتی و اخلاقی و فقهی و غیر آن داریم که
از جهتی مایه فخر و مباهات ما بر سایر مذاهب و ملل است و از جهت دیگر باعث
هدایت و ثبات قدم ماست. میتوان گفت مراد از «امر اول»، همین دوره دویست و
هفتاد و سه ساله از آغاز بعثت تا آغاز غیبت و یا دوره امامان یازدهگانه
شیعه باشد که آن میراث را بهیادگار گذاشتهاند و حاملان و مبلّغان و مجریان
آن، فقها و علمای صالح شیعهاند. البته توقیعات شریفه ناحیه مقدسه را نیز
میتوان جزءف امرف اول دانست. امّا «امرف آخر (دیگر)» ظاهراً مربوط به عصر
ظهور است که تکالیف همه توسط شخص امام مهدی، علیه السلام، روشن میشود و هیچ
بلاتکلیفی باقی نمیماند. شیعه موظّف است که در عصر غیبت، کمال تحفّظ را
نسبت به آن میراث گرانبها داشته و به ثقلین چنگ بزند و اگر چیزی را نفهمید،
آن را انکار و رد نکند که ممکن است گرفتار کفر بشود.
در روایتی از امام صادق، علیهالسلام، نقل شده که درباره وظیفه شیعه دراین عصر فترت، فرمودند:
فتمسّکوا بالامر الاوّل حتّی یبّین لکم الا´خَر
و بنا به نقل دیگری:
تمسّکوا بالامر الاوّل الّذی أنتم علیه حتی یبّین لکم
به امر نخستینی که برآنید، چنگ بزنید تا برای شما آشکار شود.
همچنین از آن حضرت دراین باره نقل شده که فرمودند:
کونوا علی ما أنتم علیه حتّی یفطلع الله لکم نجمکم بر آنچه که برآنید، باشید تا خداوند ستاره شما را برایتان طالع گرداند.
و نیز نقل شده که فرمودند:
فتمسّکوا بما فی أیدیکم حتی یصحّ لکم الامر.
پس چنگ زنید به آنچه که در دستهایتان است تا امر برای شما راست واستوار آید (یعنی ظهور واقع شود ).
و در روایت دیگری هم به این شکل تکلیف شیعه را در «سَبطَة» (پایینتر از «فَترَت») مشخص فرمودند که:
إلی ما أنتم علیه حتّی یأتیکم الله بصاحبها.
به آنچه که شما برآنید عمل کنید تا خداوند صاحبش را برای شما بیاورد.
مفهوم
همة این روایات یکی است و آن محافظت و عمل کردن به قرآن و میراث موجود اهل
بیت در عصر غیبت است تا ظهور فرا رسد و هیچ ابهامی نماند.
3 ـ رعایت معیارهای عصر ائمه، علیهمالسلام، در دوستی و دشمنی و پیروی کردن و سرپرست گزیدن
این
مفهومی بسیار دقیق و مهم است؛ زیرا آنچه که ما را با پیشینیان شیعه ما که
اصحاب ائمه هفدی، علیهمالسلام، بودند و در راه ولایت آنها کوشیدند و سختیها
و رنجها کشیدند و قربانیها دادند، پیوند میدهد، همین مطلب است. چنانکه
حالات روحی ما میتواند (بنابر بعضی از روایات)، ما را در عمل یاران پیامبر،
صلّی الله علیه وآله، در جنگهای ایشان و امام علی، علیه السلام، و سایر
امامانف گذشته شریک کند و همچنین آرزوهای ما درباره یاری امام زمان،
عجّلالله تعالی فرجه، میتواند باعث پاداش یاری آن حضرت و جنگ و شهادت در
رکاب ایشان شود، هرچند آن دوره را درک نکنیم. درواقع همین حبّ و بفغض و
ولایت مشترک است که افراد یک زمان و یا زمانهای مختلف را بههم متصّل میکند؛
زیرا این همدلی و همرأیی باعث حفظف میراثف گذشتگان و تحقّق امیدف آینده
میشود. اینک با مقدمه مذکور، حدیث منصور صیقل را بخوانیم:
إذا
أمسیت یوماً لاتری فیه اماماً من آل محمد، فأحبّ من کنت تحبّ و أبغض من کنت
تفبغض و وال من کنت تفوالی و انتظرالفرج صباحاً و مساءً.
چون
بهروزی گرفتار شدی که در آن امامی از آل محمد (صلّی الله علیه وآله ) را
ندیدید، پس دوست بدار هر که را دوست میداشتی و دشمنبدار هر که را دشمن
میداشتی و به ولایت هر که سر میسپردی، گردن گذار و امر فرج را صبح و عصر
منتظر باش.
پیداست که تولّی و تبرّی، مقدمه و شرط لازم این انتظار صحیح است و کسی که آن را نداشته باشد، نمیتواند منتظرف راستین باشد. با توجه به این مطلب میفهمیم که منتظرانف واقعی اندکند. چنانکه احادیثی هم مفشعفر بهاین واقعیتند.
4 ـ تقوای الهی و عمل به دین اسلام
بسیاری
از خوبیها و بدیها و واجبات و محرّمات در قرآن کریم آمده است و اصول و
فروع دین مبین اسلام در آن پیداست. از وظایف شیعیان، بلکه مهمترین وظیفه
آنها، رعایت تقوا و کسب درجه متقیّن و عمل به دین اسلام است. چنانکه از
امام صادق، علیه السلام، نقل شده که فرمودند:
إنّ لصاحب هذا الامر غیبة فلیتّق الله عند غیبتة و لیتمسّک بدینه. برای صاحبف این امر غیبتی است، پس ( شیعه ) باید هنگام غیبتش پرهیزکاری پیشه کند و بهدین او چنگ زند.
مطالعه قرآن بخوبی معلوم میکند که «دین اسلام» (دین خدا) در قرآن تعریف و مشخص شده است. باید به آن چنگ زد و جدا نشد.
5 ـ رجوع به سنّت نبوی و سیرة اهلالبیت، علیهمالسلام
همانطور
که دو حرم مقدّس وجود دارد که یکی را خدا قرار داده و دیگری را رسول
بزرگوارش؛ دو مرجع بزرگ هم وجود دارد که یکی قرآن است که خداوند نازل
فرموده و بزرگتر است و دیگری سیره (اعمّ از فعل و قول و تقریر) که حاصل
زندگی پیامبر اکرم، صلّیاللهعلیهوآله، و اهلبیت، علیهمالسلام، در طی چند
قرن است و پیداست که سیره، بهدلیل برخورد با مقتضیات زمانها و رویارویی با
حوادث واقعه و پاسخ به آنها، بمثابه مفسّر و مؤوّل و شارح قرآن است.
همانطور که در حدیث مشهور نبوی به مسلمانان، سفارش شده که به هنگام هجوم
فتنهها چون پارههای شب تیره، به قرآن پناه ببرند و ضمناً در حدیث مشهور
دیگری، از جداییناپذیری ثقلین تا قیامت و لزوم رجوع و تمسّک به آن دو جهت
مصون ماندن از گمراهی سخن رفته است. و از همینروست که میبینیم اساسیترین
وظیفه شیعه به هنگام عصر حیرت (غیبت) برای رهایی از سرگردانی، رجوع به
مدینه (یعنی متن و بستر مکانیف پیدایش سیره مذکور) ذکر میشود. چنانکه امیّه
بن علی القیسی میگوید:
قلت لابی جعفر محمد بن علی الرضا،
علیهماالسلام، من الخلف بعدک؟ فقال: إبنی علیّ و ابنا علیّ، ثم اطرق ملیّا،
ثّم رفع رأسه ثمّ قال: إنّها ستکون حیرة. قلت: فإذا کان ذلک فإلی این؟
فسکت ثفم قال: لا أین، حتی قالها ثلاثا... فقال إلی المدینة. فقلت: أیّ
المفدن؟ فقال: مدینتنا هذه، و هل مدینة غیرها؟
به ابی جعفر
محمد بن علی، علیهماالسلام، ( امام جواد، علیه السلام) گفتم: امام جانشین
شما کیست؟ فرمود: پسرم علی و دو پسر علی (یعنی پسرش امام حسن و نوهاش امام
زمان، علیه السلام) آنگاه مدتی سرش را پایین انداخت و بعد از آن سرش را
بلند کرد و فرمود: همانا بهزودی حیرتی خواهد بود. عرض کردم: وقتی که چنین
شد به کجا باید روی آورد؟ حضرت سکوت کردند، سپس فرمودند: به هیچ جا، و این
عبارت را سهبار تکرار کردند. سؤالم را تکرار کردم، فرمودند: به مدینه. عرض
کردم: کدام یکی از شهرها؟ فرمودند: به همین مدینه خودمان، و آیا مدینهای جز
آن هست؟
از سکوت حضرت میتوان استنباط کرد که هیچ راه حلّی جای خالی
امام غایب را پر نمیکند (چون هیچکس در عصر غیبت کبری نخواهد توانست
مستقیماً مستند به آن حضرت باشد) و بطور قطعی مردم را از حیرت نجات نمیدهد،
امّا برای آنکه گمراه نشوند و ثابتقدم بمانند، ایشان مردم را به مدینه
ارجاع میدهند و میدانیم که مدینه محل نزول وحی و ایجاد سیره (اعم از سنت
نبوی و سیره اهل البیت، علیهمالسلام) بوده است و مقصود ایشان از مدینه، در و
دیوار آن نیست و مردم آن نیز نیستند؛ زیراکه در بسیاری از زمانها منافقان
فراوانی هم در آن میزیستند و اینک نیز تحت سیطره
گمراهان وهّابی است.
بلکه شاید مقصود رهایی نظری از هر زمان و مکانی و رجوع به ثقلین است که چون
خورشیدی تابان، مدینه را از دیگر شهرها، و سه قرن نخستین هجری را از بقیه
قرون متمایز کردهاند. یعنی وقتی یک اندیشمندف مفصلحف مسلمان به دنبال راه
حلّی برای هدایت در شرایط حیرت است، باید خود را از قیود شرایط زمانی و
مکانی پیرامونش رها کرده و از آن بیرون برود و به آن سه قرن در مدینه بنگرد
و دنبال راه حل بگردد.
بهعنوان نمونه، مطالعه کتاب «ولایت فقیه» و
سایر کتب مرحوم امام خمینی، قدّس سرّه، نشان میدهد که ایشان با همین روش،
لزوم ولایت فقیه را اثبات کرده و برای تحقّق آن کوشیدهاند که منجر به
انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی ایران شده است.
6 ـ انکار نکردن غیبت
از امام صادق، علیه السلام، نقل شده که فرمودند:
إن بلغکم عن صاحبکم غیبة فلا تنکروها.
اگر از صاحبتان به شما غیبتی رسید، آن را انکار نکنید.
میدانیم
که مرحله اول پذیرش هر چیزی آن است که آن را انکار نکرده و ممکن بدانیم و
پس از تحقیق و بررسی، در بود و نبود آن به یقین برسیم. درحالی که کسیکه
بدون مطالعه انکار کند هرگز وارد مرحله بررسی نمیشود تا از حالت دودلی و
تردید خارج گردد و اگر مطالعه کرده باشد، هرگز قادر بر ردّ آن نخواهد بود و
بیقین (هرچند فقط نظری) خواهد رسید. البته بنابر حدیث دیگری از امام صادق،
علیهالسلام، هیچکس بر عقیده به وجود و غیبت (یا امامت) امام مهدی، علیه
السلام، ثابت قدم نمیماند مگر آن که خداوند
از او در عالم ذرّ میثاقش را گرفته بـاشـد.
7 ـ نگهداشتن زبانها (تقیه و کتمان سر) و کمتر آمیختن با مردم و عجله نکردن و تسلیم بودن
لازمه
حفظ موجودیت شیعه و حفظ دینف شیعیان خالص و منتظر، این است که اولاً اصلف
تقیّه را رعایت کرده و زبانشان را از آنچه که سودی ندارد، نگهدارند (تا چه
رسد به آنچه که زیانبار باشد)؛ ثانیاً در شرایطی که قدم به قدم انباشته از
شبهه ها و گناهان و فسادهاست، شیعیانف منتظر باید به همان اندازه که رفعف
نیاز میکند، حضور اجتماعی داشته و بقیه اوقات را صرف حضور در خانه یا
خانواده کنند و بدانند که خداوند به آنها دستور داده که خودشان و اهلشان را
از آتش حفظ کنند و در این ساعات میتوانند به مطالعه و تدبّر و مذاکره و
عبادت و تهجّد و یا لذّات مباح بپردازند و از تربیت و محافظت زنان و
فرزندانشان غافل نشوند و آنها را به امواج سهمناک جامعه حیرت زده و سرگردان
و گنهکار نسپارند و گمان نکنند که ملاک خداوند برای شتاب در امر ظهور،
عجله آنهاست. بلکه بخش بزرگی از شرایط ظهور مربوط به آمادگی انسانها برای
پذیرش تعالیم و حکومت و دولت کریمه امام زمان، عجّل الله تعالی فرجه، است.
از امام صادق، علیه السلام، نقل شده که: «کفوا السنتکم و الزموا بیوتکم...
زبانهایتان را نگهدارید و ملازم خانه هایتان باشید.
و از همان حضرت نقل شده که فرمودند:
محاضیر هلاک شدند!
پرسیدند: «محاضیر کدامند؟» فرمود:
المستعجلون و نجا المقرّبون... کونوا أحلاس بیوتکم فإنّ الفتنة علی من أثارها...
شتاب
خواهان هلاک شدند و نزدیکی خواهان (به خدا و رسولش و اهلبیت،
علیهمالسلام) نجات یافتند... فرشهای خانه هایتان (یعنی خانگی و بیتحرک )
باشید. پس بدرستی که فتنه علیه کسی که آن را برانگیخته، میگردد...
و نیز از همان امام معصوم، علیهالسلام، نقل شده که در جواب کسی که از وقتف این امر پرسید و از طولانی شدن انتظارش شکوه داشت، فرمود:
«کذب المتمنّون و هلک المستعجلون و نجا المسلمون و الینا تصیرون. آرزو کنندگان دروغ گفتند و شتاب خواهان هلاک شدند و تسلیم شوندگان رهایی یافتند و شما به سوی ما میگردید.
پیداست
که علّتف ادّعایف باطلف بسیاری از مدعیان مهدویت، آرزوی مقام آن امام
همام، علیهالسلام، و اقدامات ایشان و یا آرزوی اصلاح امور در غیاب ایشان و
آرزوهای مشابه است و بسیاری از پیروان مرامهای باطل ایشان نیز بواسطه همین
آرزوها و عجله وشتاب درباره اصلاح امور به ورطه هلاکت وگمراهی افتاده اند.
چون
امروزه به خلاف گذشته که در فردگرایی افراط میشد، در جمع گرایی زیاده روی
میشود، ممکن است به ما نسبت تحجّر داده و خفرده گیری کنند که چرا سخن از
لزوم دوری از مردم و ملازمتف بیوت در عصرف غیبت میگوییم؟ در پاسخ به این
شبهه، بهتر است با رجوع به روایات مربوطه، مفهوم و فایده این اعتزال و
کنارهگیری از مردم را بیشتر درک کنیم:
مرحوم شیخ جمال الدین ابوالعباس احمد بن محمد بن فهد حلی (مشهور به ابن فهد الحلی (م 841 ق.) «عزلت» را چنین تعریف میکند:
عزلت
عبارت است از رویگردان شدن از همه و روی نهادن به خدای تعالی در غار کوهی،
یا شبستان مسجدی و یا گوشة خانه... عزلت دوری گزیدن از مردم و بریدن از
آفریدگان و افنس گرفتن با حضرت حقّ است و این تعریف دایره شمولش بیشتر از
تعریف نخست است. گوشه نشینی، تنها برای کسی امکان پذیر است که نفس خویش را
به ترک فزونخواهی ها و خواسته های دنیا توانمند ساخته و نفس و خواهشهای
نفسانی او پیرو خفرَدَش باشد...
از امام صادق، علیه السلام، نقل شده که فرمودند:
لولا الموضع الّذی وضعنی الله فیه، لسرّنی أن أکون علی رأس جبل لا أعرف النّاس و لا یعرفونی، حتی یأتینی الموت.
اگر
نبود جایگاهی که خداوند مرا در آن قرار داده است (امامت )، دوست میداشتم
بر فراز کوهی میبودم؛ نه کسی را میشناختم و نه کسی مرا میشناخت تا این که
مرگ مرا دریابد.
و از همان حضرت، علیه السلام، نقل شده که سهبار فرمودند:
ما یضرّ الموفمن أن یکون منفرداً عن الناس و لو علی قلّة جبل.
این به مؤمن زیان نمیرساند که تنها وجدا از مردم باشد، هرچند بر فراز قلّه کوهی باشد.
همچنین از رسول اکرم، صلّی الله علیه وآله، نقل شده که
وقتی نزد ایشان از فتنه یاد شد، فرمودند:
إذا رأیت النّاس مَرَجت عهودهم و خَفرت أماناتهم و کانوا هکذا ـ و شبّک بین أصابعه. (فتنه
روی خواهد داد ) وقتی که مردم به پیمانهایشان وفا نکنند و در امانتهایشان
خیانت کنند و همانند این باشند ـ و بین انگشتانش شبکه ساخت، ( یعنی در هم
فرو برد کنایه از این که مردم به جان هم میافتند) .
راوی میگوید: گفتم فدایت گردم، آن موقع چه کنم؟ فرمودند:
ألزم بیتک و أمسک علیک لسانک و خذ ما تعرف و ذر ما تنکر و علیک بأمر خاصّة نفسک و ذر عنک أمر العامّة. در
خانهات بنشین و زبانت را از سخن بازدار و آنچه میشناسی (معروف را ) بگیر
و آنچه نمیشناسی ( منکر را ) واگذار و بهکار مربوط به خودت مشغول شو و خود
را از پرداختن بهکار عمومی دور ساز.
مرحوم ابن فهد فواید متعددی هم برای کنارهگیری از مردم براساس روایات ذکر کرده که خواننده را به آن کتاب ارجاع میدهیم.
8 ـ صبر و پایداری و دعوت همدیگر به صبر و مقابله با دشمن و ایجاد حفظ یا گسترش ارتباط با امام معصوم، علیهالسلام
شرایط
بسیار دشوار عصر غیبت، مستلزم آن است که ازطرفی هر شیعه منتظری، در
زندگیاش با اندوه و امیدواری فراوان، به تکالیف و مسؤولیتهای دینی خود عمل
کرده و از طرف دیگر با استقامت و اتحاد با همکیشان، مانند هر اقلیت مقاومی،
در برابر دشمن خود ایستاده و از موجودیت و هویت خویش دفاع کند و بالاخره
از طفرفق مختلف (مانند عبادات نیابتی از طرف امام خود، پرداخت صدقه و دعا
برای سلامتی آن حضرت، دعا برای تعجیل در فَرَج آن حضرت، زیارت و سخن گفتن
صمیمانه با آن حضرت و کمک خواستن از ایشان و غیره) با امام خود رابطه داشته
و آن را عمیقتر و گستردهتر کند. چنان که در تفسیر آیه شریفة:
یا ایّها الّذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتّقوا الله لعلّکم تتقون.
از حضرت امام محمد بن علی الباقر، علیه السلام، نقل شده که فرمودند:
إصبروا علی أداء الفرائض و صابروا عدوّکم و رابطوا إمامکم.
پایداری کنید بر ادای واجبات و در برابر دشمنتان استقامت بورزید و با امامتان پیوند برقرار کنید (رابطه داشته باشید ).
9 ـ رضایت کامل و تسلیم بیچون و چرا در برابر اراده و خواست حضرت حق جلّ و عَلا
این
البته مکمّل مطلب هفتم، بلکه علت آن است و برای آنکه بدانیم چقدر مهم است،
کافی است به یکی از دعاهای عصر جمعهها که معروف به «دعا در زمان غیبت»
بوده و با جمله «اللهم عرفنی نفسک» شروع میشود، مراجعه و آن را مطالعه
کنیم. در این دعا با خداوند متعال چنین مناجات میکنیم:
...
أللّهم فثّبتنی علی دینک و استعملنی بطاعتک و لیّن قلبی لولیّ أمرک و عافنی
ممّا امتحنت به خلقک و ثبّتنی علی طاعة ولی أمرک الّذی سترته عن خلقک و
باذنک غاب عن بریتک و أمرک ینتظر و أنت العالم غیر المعلّم بالوقت الّذی
فیه صلاح أمر ولیّک فی الاءذن له بإظهار أمره و کشف ستره فصبّرنی علی ذلک
حتّی لا أحبّ تعجیل ما أخّرت و لا تأخیر ما عجّلت و لا کشف ما سترت و لا
البحث عما کتمت و لا أنازعک فی تدبیرک و لا أقول لم و کیف و ما بال ولی
الامر لا یظهر و قد امتلات الارض من الجور و افوضّ أموری کلّها الیک... پس
ای خدا! مرا بر این دینت ثابت قدم گردان و بهکار طاعتت مشغولدار و قلبم را
برای ولّی امرت نرم و مطیع ساز و عافیت و حفسن عاقبت در آنچه خلقت را به
امتحان آن آزمودی، مرا به کَرَمت عطا فرما و به طاعت ولّی امرت ثابتقدم
بدار؛ آن ولّی امری که او را از چشم آفریدههایت پنهان داشتهای و به اجازه
تو از مردم غایب گردیده و در ظهور و قیامش منتظر فرمان توست و تو ای خدا،
به ذاتف خود، بدون آموزش دیدن، دانایی که چه هنگامی مصلحت در اذن به اوست
که امرش را آشکار کرده و پردهاش را کنار بزند. پس ای خدا مرا صبر و شکیبایی
بر آن (تحمّل غیبت آن حضرت )ده تا اینکه آنچه را تو تأخیرش انداختی، من
تعجیل آن نخواهم و آنچه تو تعجیل آن خواهی، من تأخیرش نطلبم و آنچه را تو
پوشیده داشتی، من پردهگیری و کشف آن نخواهم و در آنچه که تو کتمان و پنهان
کردی، من بحث و کنکاش نکنم و در تدبیرت با تو تنازع و درگیری نکنم و نگویم:
«برای چه؟» و «چگونه؟» ( چون و چرا نکنم ) و نگویم که چه شده است که ولی
امر، امام غایب ظاهر نمیشود درصورتیکه زمین هماکنون پر از جور و ستم گردیده
است؟ و تمام امورم را به تو تفویض کرده واگذارم.
در دنباله همین دعا تقاضا میکنیم که:
حتی تتوفّانا و نحن علی ذلک لا شاکیّن و لا ناکثین و لا مرتابین و لا مکذبین.
تا آنکه درحالی ما را قبض روح کنی که بر این ایمان و یقین باقی باش�
پینوشتها:
1.
ر.ک: صدرالاسلام همدانی، پیوند معنوی با ساحت قدس مهدوی (تکالیف
الانام فی غیبة الامام)، تهران، انتشارات بدر، بهار 1361 (نیمه
شعبان 1402)، صص 279-28.
2. ر.ک: عالم فقیه سید محمد تقی موسوی
اصفهانی، مکیال المکارم فی فوائدفالدعاء للقائم، علیهالسلام (در
معرفت و ولایت امام زمان، علیهالسلام) ج 2، ترجمه سید مهدی حائری
قزوینی، تهران، انتشارات بدر، زمستان 1372 (نیمه شعبان 1414)، صص
589-165.
3. محمد بن ابراهیم بن جعفر النعمانی (معروف به ابن
ابی زینب، از علمای قرن سوم هجری)، کتاب الغیبة، بیروت، مؤسسة
الاعلمی للمطبوعات، 1403 ه (1983 م)، ص 98.
4. چنانکه از دو
حدیث از امام صادق، علیهالسلام، و سایر احادیث مربوطه استفاده
میشود (ر.ک: همان، صص 104-99 و 110)، عصر غیبت باعث امتحان عمومی
مسلمانان و تصفیه و جداسازی شیعیان متدیّن و اهل یقین است؛ زیرا
شیعیان زیرک و با تقوا میدانند و یقین دارند که «حجّت خدا» و «میثاق
خدا» باطل نمیشود و سنّتف او تعطیل نمیگردد و او مردم را بدون حجّت
و هادی رها نمیکند، هرچند آنها به دلیل مصالحی او را نبینند وجایش
را ندانند و با این حال آنها علیرغم رنج بردن و گریستن از دوری،
شکّ نمیکنند و به چیزی که خداوند مقدّر فرموده خشنودند و اگر خداوند
میدانست که دوستانش هم شک خواهند کرد و هیچکس ثابتقدم نمیماند،
لحظهای هم حجّتش را از آنها نمیپوشاند (ر.ک: همان، ص 107، مضمون
حدیثی از امام صادق، علیهالسلام).
5. همان، ص 104.
6. همان، ص 105.
7. همان.
8. همان.
9. همان، ص 106.
10. همان، ص 104.
11. همان، ص 112.
13. کامل سلیمان، روزگار رهایی، ترجمه علیاکبر مهدیپور، ج 1، تهران، آفاق، 1405. ق، ص 344.
14.
امام خمینی، قدّس سرّه، در مورد ولایت فقیه مینویسد: «.. بنابر
مذهب شیعه، امامان و زمامدار امت اسلامی پس از پیامبر اکرم،
صلّیاللهعلیهوآله، بزرگف اوصیای الهی حضرت علی و فرزندان معصوم
او، سلاماللهعلیها، بودهاند. که یکی پس از دیگری رهبری و ولایت امر
مسلمین را تا زمان غیبت برعهده داشتهاند. اینان، همان اختیارات
پیامبر مکرّم و ولایت عامّ و خلافت کلّی الهی او را دارا بودهاند. در
زمان غیبت، اگرچه شخص معینّی برای تصدّی امر حکومت قرار داده
نشده است، ولی... کلیه امور مربوط به حکومت و سیاست که برای
پیامبر و ائمه، علیهمالسلام، مقرر شده، در مورد فقیه عادل نیز مقرّر
است و عقلاً نیز نمیتوان فرقی میان ایندو قائل شد. زیرا حاکم
اسلامی ـ هرکس که باشد ـ اجراءکننده احکام شریعت و برپا دارنده حدود
و قوانین الهی وگیرنده مالیاتهای اسلامی و مصرفکننده آن در راه
مصالح مسلمانان است. پس اگر پیامبر، صلّیاللهعلیهوآله، و امام،
علیهالسلام، شخص زانی را صد تازیانه میزدهاند، فقیه نیز، در مقام
حکومت، همین را اجرا میکند، و همانگونه که پیامبر و ائمه،
علیهمالسلام، وجوه شرعی را، بر طبق مقرّرات خاصی از مردم
میگرفتهاند؛ فقها نیز بههمان ترتیب عمل میکنند؛ و بالاخره، اینان
هرجا و هر زمان که مصالح مسلمانان اقتضا کند، در حدود اختیارات خود،
احکامی صادر میکنند که همگان باید ازایشان پیروی کنند». (امام
خمینی، قدّس سرّه، شؤون و اختیارات ولی فقیه (ترجمه مبحث ولایت
فقیه از «کتاب البیع» ایشان) تهران، وزارت ارشاد اسلامی، بهمن
1365، صص 29 و 35) چنانکه از این سطور و تمام کتاب برمیآید، ایشان
شدیداً تحت تأثیر تاریخ اسلام و سیره قرار دارند و آنرا اساس نظریه
ولایت فقیه قرار دادهاند.
15. غیبت نعمانی، ص 124.
16. ر.ک: همان، ص 129.
17. همان، ص 125.
18. ر.ک: همان.
19. همان، ص 131.
20. همان، و شبیه این حدیث ازا مام باقر، علیهالسلام، در صفحه 132 نقل شده است.
21. همان، صص 131.132.
22.
احمدبن محمد بن فهد الحلّی الاسدی، التحصین و صفات العارفین،
ترجمه سید علی جبار گلباغی ماسوله، قم، انتشارات لاهیجی، 1377، ص 9
ترجمه.
23. همان، ص 25 اصل و 15 ترجمه.
24. همان.
25. همان، ص 28 اصل و 19 ترجمه بهنقل از منابع اهل سنّت و شرح نهجالبلاغه ابن میثم.
26. ر.ک: همان، صص 52-33 اصل و 44-21 ترجمه.
27. آیه 200 از سوره مبارکه آل عمران.
28. همان، ص 133.
29
و 30. ثقةالمحدثین حاج شیخ عباس قمی (ره)، کلیات مفاتیح الجنان،
ترجمه استاد الهی قمشهای، تهران، انتشارات افسوه، بیتا، قسمت
ملحقّات مفاتیحالجنان، دعا در غیبت امام زمان، علیهالسلام، صص 969
و 971.
31. غیبت نعمانی، ص 133.
32. همان، صص 134-133.
ابوالفضل علیدوست ابرقویی
از وظایف مهم شیعیان در عصر غیبت امام عصر،
علیهالسلام، بزرگداشت نام و یاد آن حضرت و نیز تکریم و تعظیم آن
بزرگوار است. این وظیفه مهم مبتنی بر روایاتی است که در آنها به
احیای امر ائمه، علیهمالسلام، اشاره شده است. در این خصوص به دو
روایت که بزیبایی مکمل یکدیگرند توجه فرمایید:
شخصی به نام «خثیمه» میگوید:
برای
خداحافظی خدمت امام باقر، علیهالسلام، شرفیاب شدم. آن حضرت
فرمودند: «ای خثیمه! هر کس از دوستانمان را دیدی سلام برسان و آنان
را به پرهیزکاری سفارش کن و بگو توانمندان از بینوایان و قدرتمندان
از ضعیفان دلجویی کنند و زندگان در تشییع جنازه مردهها شرکت نمایند
و در منازل خود یکدیگر را ملاقات کنند که همین دیدار زندهکردن امر
ماست. خدا رحمت کند بندهای که امر ما را زنده بدارد! ای خثیمه! به
دوستان ما ابلاغ کن که ما از ] عذاب [ خداوند چیزی از آنها دور
نمیکنیم مگر با عمل ] نیک [ و آنها به ولایت ما نمیرسند مگر با
پرهیزکاری و حسرتخورترین مردم درقیامت کسی است که عدالت را ستایش
کند اما مخالف آن عمل نماید... ».
احیای امر ائمه،
علیهمالسلام، به چه معناست؟ در این زمینه روایتی از امام صادق،
علیهالسلام، گویاست: آن بزرگوار فرمودند:
یکدیگر را ملاقات نمایید
و علم را برای یکدیگر بازگو کنید که با بیان حدیث دلهای زنگارگرفته
روشنی مییابد و با حدیث، امر ما احیا میگردد و هر کس امر ما را زنده
بدارد، خدایش بیامرزد ».
از تلفیق دو حدیثی که بیان شد به نتایج ارزشمندی میرسیم:
اول:
وظیفه شیعیان احیا و زندهکردن امر ائمه، علیهمالسلام، است چه در
زمان حضور امام معصوم و چه در زمان غیبت حجت خدا.
دوم: بیان و
ترویج علوم ائمه، علیهمالسلام، و ذکر احادیث آنان زیباترین مصداق
برای زندهکردن امر ائمه، علیهمالسلام، است. همان طور که در حدیث
دوم بدان اشاره شده است، ترویج علوم ائمه، علیهمالسلام، و ذکر
احادیث و روایات آن بزرگواران شامل تبیین مسائل حلال و حرام،
تعلیم و تعلّم علوم اخلاقی و معنوی، ترسیم زیباترین روابط اجتماعی
و اتخاذ بهترین شیوه در امور سیاسی و فرهنگی و نیز ترویج مناقب و
مکارم اخلاقی آن بزرگواران از مصادیق احیای امر ائمه،
علیهمالسلام، است. جمعبندی آنچه گذشت آن است که شیعیان وظیفه
دارند مناقب و مکارم اخلاقی معصومین، علیهمالسلام، را ذکر کنند،
سیرة آنان را نه تنها خودشان در عمل مراعات کنند، که دیگران را نیز
در این امر یاری رسانند (در حقیقت مکارم معنوی آنان را احیا و
اقامه نمایند) و مردم را از صبر و شکیبایی آن حضرات آگاه سازند،
مقام و منزلت آنان را برای مردم بیان نمایند و در تبیین چهرهای
واقعی از آن واسطههای فیض پروردگار بکوشند. رهنمودهای آنان را در
زمینههای مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ترسیم کنند و مواردی از
این دست. (نمونههایی از آن را میتوان در توصیههای امام باقر،
علیهالسلام، به خثیمه به نظاره نشست).
باید توجه داشت اگر
موارد گفته شده اهمیت دارند، بیتردید در زمان غیبت در خصوص تکالیفی
که در قبال حضرت مهدی، علیهالسلام، بر عهده ماست، اهمیتی
دوچندان پیدا میکنند؛ زیرا عصر غیبت یعنی عصری که فضائل و مکارم
اخلاقی رنگ و لعاب باخته و انسانها تشنة رسیدن به الگویی هستند که
مقبولیت بشری و همگانی داشته باشد و چه کسی در عصر حاضر بزرگوارتر
از حضرت مهدی، علیهالسلام، است؟ بر اساس آنچه گفته شد وظیفه مهم
منتظران است که فضائل و مناقب حضرت ولی عصر، علیهالسلام، را برای
خود، خانواده خود و دیگران بازگو کنند. در معرفت و معرفی آن عزیز
بکوشند، با رعایت تقوا و پرهیزگاری زمینه ظهور ایشان را فراهم سازند.
به هر طریق ممکن و منطقی در تعظیم و گرامیداشت آن بزرگوار تلاش
نمایند. مجالس خود را به ذکر و یاد آن حضرت مزیّن سازند و موارد
فراوانی که در این قالب میگنجد. در ادامه این نوشتار به مواردی
اشاره میکنیم که میتواند تعظیم و تکریم آن حضرت به حساب آید:
1-
برخاستن هنگامی که از حضرت مهدی، علیهالسلام، نام و یاد میشود.
این مهم نه تنها عملی است که ظاهراً تعظیم و بزرگداشت آن حضرت و
احترام به آن عزیز غایب از نظر محسوب میگردد، بلکه سیرة معصومین،
علیهمالسلام، نیز چنین بوده که وقتی اسم آن حضرت در مجالس برده
میشد، از جا برمیخاستند. در کتاب «النّجمالثّاقب» آمده است که
روزی در مجلس امام صادق، علیهالسلام، نام حضرت صاحبالزّمان،
علیهالسلام، برده شد. امام صادق، علیهالسلام، به خاطر احترام به
آن بزرگوار از جا بلند شدند . همچنین هنگامی که در محضر امام رضا،
علیهالسلام، ذکر حضرت قائم، علیهالسلام، شد، آن حضرت از جا
برخاستند، دو دست بر سر نهادند و برای ظهور حضرتش دعا کردند .
البته
باید دانست احترام و تعظیم، هنگامی که نام آن بزرگوار برده میشود
ظاهری دارد و باطنی. ظاهرش همان ادای احترامی است که هنگام ورود
یک شخص محترم، با بلندشدن از جا به عمل میآوریم و باطن آن اعلام
آمادگی برای همراهی با آن وجود شریف هنگام ظهور است. و طبعاً این
دومی مهمتر از اولی است.
2- از دیگر مصادیق ذکر و یاد حضرت
مهدی، علیهالسلام، و نیز تکریم و تعظیم آن بزرگوار، نامیدن
فرزندانمان به نام یا القاب آن حضرت است. این عمل از یک سو
ترویج نام و القاب ایشان است و از سویی دیگر بیانگر محبت به آن
وجود شریف.
شخصی به نام «ربیع بن عبداللّه» میگوید.
به
امام صادق، علیهالسلام، گفتم: ما فرزندان خود را به نام شما و
پدران شما مینامیم. آیا این کار برایمان سودمند است؟ حضرت فرمودند:
«آری به خدا قسم. مگر دین چیزی جز مهرورزیدن ] به خوبیها و خوبها
[ و نفرت ] از بدیها و بدها [ است؟».
3- نهادن نام و یا القاب
حضرت ولی عصر، علیهالسلام، بر اماکن مذهبی، آموزشی، فرهنگی،
درمانی و مؤسسات عامالمنفعه از دیگر مصادیق تکریم آن حضرت است.
البته در این مورد باید حسن سلیقه داشت. مثلاً نهادن نام آن عزیز
بر برخی مغازهها و فروشگاهها مانند اغذیهفروشیها، فروشگاههای البسه
و این گونه مکانها اگر نگوییم اهانت به آن حضرت است، تکریم و
تعظیم آن جناب نخواهد بود و یا نهادن نام و القاب آن حضرت بر برخی
مؤسسات فرهنگی و هنری که تولیدات آنها یا مغایر با خواستههای آن
امام است و یا با قدری مسامحه باید گفت با اهداف آن وجود شریف
همخوانی ندارد.
گرامیداشت و تعظیم و تکریم حضرت مهدی،
علیهالسلام، به موارد مطرحشده، خلاصه نمیگردد. مصادیق دیگری مانند
تشکیل مجالس به نام و یاد آن حضرت، ذکر صلوات هنگام بردن نام یا
القاب آن امام و مواردی دیگر از مصادیقی هستند که تکریم و تعظیم
حضرتش محسوب میگردند
پیام حضرت آیةالله صافى گلپایگانى
السلام على المهدى الذى وعدالله به الامم
سلام بر حضرت مهدى، موعود انبیا، خاتم اولیا و مطلوب اصفیا، امام وقت و صاحب عصر، بقیة الله فى الارضین، محبوب ملائکه مقربین، فاتح حصون مستکبرین، معز الاسلام و المسلمین، نجات بخش مقهورین و مستضعفین، مقصود از: «فمن یاتیکم بماء معین »، (1) مصداق: «و کل شى ء احصیناه فى امام مبین »، نور ابصار سالکین، (2) شمع محفل ارباب یقین، نخل بلند بوستان موحدین، نهال برومند روضه «طه » و «یس »، دادگستر راستین، امین خدا و امان اسیران زمین، شرف اولیاء صالحین، خلف انبیاء مرسلین، قطب جهان و کهف حصین، غیاث المضطر المستکین.
حضرت حجت، ولى عصر، ختم هشت و چار عدل یزدان، نور تابان، رحمت پروردگار غوث اعظم، فخر آدم، پیشواى دین پناه عدل قرآن، روح ایمان، مهر چرخ اقتدار حافظ شرع نبى، معنایى از «نات بخیر» (3) آیت عظمى، جمال الله، فخر روزگار
سلام الله تعالى علیه و على آبائه الطاهرین. ثم السلام علیکم یا معشر الشیعه یا ایتها الفئة المؤمنة و الفرقة الناجیة، بشرى لکم ثم بشرى و طوبى لکم ثم طوبى فانتم فئة الله تعالى و حزبه و الفائزون بکرامته و المتشرفون بولایة ولیه الذى بشر بظهوره الامم، فزتم و الله فوزا عظیما، هنیئا لکم ثم هنیئا لکم هذه السعادة العظمى والدرجة الکبرى.
سلام بر ماه شعبان، سلام بر شب نیمه شعبان، سلام بر بامداد روز میلاد، سلام بر آن مادرى که پیامبران عالیقدر خدا مردم را به نوزاد او بشارت دادند. سلام بر نرگس ملکه عظماى جهان و سلام بر حضرت امام حسن عسکرى، علیه السلام.
سلام بر شما شیعیان و منتظران ظهور و سلام بر خوانندگان مجله موعود، سلام بر عزیزانى که ماه شعبان را گرامى مى دارند و زاد روز حجت خدا، ارواح العالمین له الفداء، را با شکوه و عظمت و شوق و ذوق استقبال مى کنند و با مراسمى که برپا مى کنند، و وفادارى خود را نسبت به اسلام و ارادت خود را نسبت به آقا و مولایشان اعلام کرده و پایدارى و ستقامت خود را براى پاسدارى از ارزشها و سنتهاى دینى و مذهبى به دنیا نشان مى دهند و دشمنان را از اینکه بتوانند در صف منتظران بیدار دل و مؤمنان غیرتمند و ملتزم به احکام اسلام رخنه نمایند مایوس مى سازند. گوارا باد بر شما این حسن اعتضاد و قوت ایمان. گوارا باد بر شما این درک و فهم از انتظار ظهور و گوارا باد بر شما این شعور و احساسات.
شما گروه خدا و حزب الله حقیقى هستید، بر راه و عقیده و روش خود استوار و ثابت باشید و دین خدا را یارى کنید و آقا و مولاى خود را از خود شاد و مسرور سازید.
عزیزان دین، عزیزان خدا، جوانان اسلام و فرزندان قرآن! در این عصر غیبت در برابر این همه کید و مکر و سیاستهاى مکارانه و این همه هجوم فرهنگى و افکار الحادى و اسلام زدا، این تبلیغات شوم و این همه قلم به دستهاى مزدور و مطبوعات و نشریات گمراه کننده، این شما جوانان غیرتمند مسلمان هستید که باید از اسلام دفاع کنید و این توطئه ها را بى اثر سازید.
تلاش دشمن این است که تعهد ما را به احکام دین کمرنگ و ضعیف سازد. آنها زن مسلمان، مرد مسلمان، جوان مسلمان، دانشجوى مسلمان و مدرسه و دانشگاه مسلمان را هدف قرار داده اند و مى خواهند سنگرهاى فرهنگى و علمى ما را تصرف کنند و آن را از اسلام و از افتخار به گذشته هاى مسلمین خالى کنند. اینان به اسم ملیت و وطن و تمدن و به اسم حمایت از آزادى و تجدد و به نام حقوق بانوان و روشنفکرى و بهانه ها و عناوین فریبنده و گمراه کننده دیگر به معنویت، اسلامیت و ولایت ما حمله مى کنند.
آنان از این موج اسلام گرایى که دریاى متلاطم جامعه میلیاردى اسلام را فرا گرفته و زن و مرد را براى بازگشت به عزت دیرین بسیج کرده در هراس اند. آنان از شور و شوق مسلمانان براى حاکمیت اسلام و از بازگشت بانوان به حجاب و حشمت اسلامى به وحشت افتاده و در برابر انقلاب عظیم اسلامى ایران از هیچ گونه توطئه و تحریکى دست برنمى دارند.
تجدید قدرت اسلام در فلسطین، الجزایر، ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان، آذربایجان، چچن، داغستان، تاتارستان و دیگر نقاط جهان خواب و آرام را از دشمنان اسلام ربوده و تلاش ملل اسلامى براى پاره کردن زنجیرهاى سلطه و استکبار و اجتماع در زیر لواى اسلام آنها را سخت پریشان ساخته است.
در این اوضاع و احوال وظیفه شما، منتظران ظهور و شیعیان امام عصر، علیه السلام، مخصوصا شما جوانان عزیز بسیار حساس است. امید است که همگى مسؤولیتهایى را که در برابر این تحرکات شوم و توطئه هاى فرهنگى و سیاسى داریم درک کنیم و مواضع اسلامى را حفظ نماییم و ترقى و تعالى جامعه اسلامى را در علم و صنعت و اخلاق و فضایل و خودکفایى و بى نیازى از بیگانگان را وجهه همت قرار دهیم و نگذاریم که شخصیت اسلامى ما را با گرایش به سوى یمین و یسار، ترویج فحشا و فساد و تاسیس مراکز لهو و لعب، اشتغال به کارها و سرگرمیهاى عمر بر باد ده، همراه با تبلیغ اختلاط زن و مرد و رواج موسیقى و ملاهى و مناهى دیگر، تغییر دهند و به سرنوشت اندلس و اسپانیا گرفتار کنند.
همه باید با زبان، با مال و با هر امکانى که در اختیار داریم، جهاد کنیم و از سنگرهاى اسلام و از مرزهاى فکرى و عقیدتى اسلامى حفاظت کنیم.
به امید رشادتها و جوانمردیهاى جوانان غیور مسلمان و فرزندان عزیز اسلام و قرآن.
و قل اعملوا فسیرى الله عملکم و رسوله والمؤمنون.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
پىنوشتها:
1. سوره ملک (67)، آیه 30.
2. سوره یس (36)، آیه 12.
3. سوره بقره (2)، آیه 106
اشاره:
بزرگان و دانشمندان شیعه به ویژه صاحبان قلم که درمورد وجود حضرت مهدی کتاب نوشته
اند، با بهره گیری از کلمات نورانی و روایات وارده در این باب ، برای شیعه و دوستان
امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) تکالیف ووظایفی را مقرر داشته اند ، تکالیفی که یک
فرد شیعه باید درعصر غیبت نسبت به آنها اهتمام ورزد . البته هر کسی در حد وسع خود
اموری را به عنوان وظایف تعیین کرده اند . در این مورد ، بهترین کتاب ، «مکیال
المکارم » است که مؤلف آن (سید محمد تقی موسوی ) در باب هشتم کتاب ، هشتاد امر را
به عنوان تکالیف عباد نسبت به امام عصر ، بر شمرده است . ما در این نوشتار درصدد
بررسی و جمع تمامی تکالیف نیستیم ، بلکه تنها به برخی تکالیف ووظایف عباد مخصوصاً
شیعه اشاره می کنیم ، چرا گه بررسی تمام وکمال آن نه در وسع فهم مؤلف است و نه در
این نوع نوشتار می گنجد .
البته معلوم است که این تکالیف ، دستوراتی هستند که از طرف مبادی عالیه و ائمه
معصومین : صادر شده اند که عبارتند از :
1- یاد امام زمان (علیه السلام)
وظیفه ی یک شیعه و یک عاشق دلسوخته قبل از هر چیز یاد امام زمان است نه در هر صبح و
شام ، بلکه درتمایم ساعات عمر خود و درهر حال ازحالات و در هر مکانی از مکانها باید
به یاد امام زمام باشد ، نه آنکه هر گاه مریض یا گرفتار شد ویا در مرکزی از
مراکزدینی ، مانند حرم ائمه (علیه السلام) قرار گرفت به یاد امام بیافتد ، زیرا
عاشق آن است که آنی از یاد معشوق غافل نشود . تأسف آن است که نه تنها دیگران به یاد
امام نیستند . بلکه شیعیان نیز امامشان را به فراموشی سپرده اند ، در حالی که از
یاد بردن ولی نعمت عیب و زشت است . یاد اما نه تنها یک وظیفه است که آرام بخش و
نشاط آور ، سازنده و تربیت کننده ، اصلاح گر وشور آفرین ووسیله تقرب به خدا و توشه
لحظه پر وحشت مرگ نیز هست .
بنابراین ، ای دوستان امام زمان اگر صفای روح می طلبید ، اگر تزکیه نفس می خواهید .
اگر قدرت مبارزه با تمایلات نفسانی ووسوسه های شیطانی را جویا هستید ، اگر از
گناهان و خطاها پشیمان شده در پی وسیله استغفار به فکر درمان بیماری های روحی
وناهمواریهای معنوی افتاده اید ، اگرتعالی روانی و نور باطنی می خواهید و بالاخره
اگر کامیابی دنیا و آخرت را خواستارید ، راه اصلی و مسیر حقیقی آن است که به یاد
امام زمان باشید و به او روی آورید ودست به دامان او شوید ، در تمام ساعات عمرتان
به یاد او باشید ، از او بخواهید ، او را بجوئید ، راه او را به پیمائید و در خانه
او را بزنید ، چرا که همه چیز انجاست و همه کمالات در سایه مهر او و در پرتو اطاعت
و کسب خوشنودی او و سرانجام از یاد اوست . شما در هر مقام و موقعیتی که هستید ، اگر
می خواهید در تمام شئون زندگی و در همه مسائل اجتماعی ، به خصوص سازندگی روح انسانی
وشکوفایی اندیشه ، به جائی برسید و به موقعیتهائی نایل شوید پیوسته به یاد او باشید
و پیوندتان را با او محکم کنید که در غیر این صورت . تلاشها بی ثمر می ماند .
راههای به یاد امام بودن ، تکالیف بعدی است که ذیلاً اشاره می شود .
2- دعا برای شناخت امام زمان (علیه السلام)
معرفت و شناخت امام زمان ، امری حتمی و ضروری است ، چرا که طبق حدیث نبوی مرگ
کسی که نسبت به امام زمانش آگاهی ندارد ، مرگ جاهلیت است . بنابراین یکی از وظایف
مسلم عبد این است که امام زمانش را بشناسد و در این راه از هیچ کوششی دریغ نورزد .
از جمله کوششها دعا و مسئلت شناخت امام از حضرت حق تعالی است که از خدا استعانت
بجوید و بخواهد که معرفت امام را برای اومیسر و مقدورنماید . در این مورد دعای
معروفی است که مرحوم کلینی در باب غیبت ازکتاب الحجه اصول کافی و نعمانی در کتاب
غیبت خود و شیخ صدوق در کتاب کمال الدین و سید بن طاووس در جمال الاسبوع و شیخ طوسی
در مصباح المتهجد نقل کرده اند .در این دعا پس از درخواست معرفت خدا ومعرفت رسول
خدا . معرفت امام مسئلت می شده ودستور مواظبت آن به مؤمنان و منتظران ظهور حضرت
داده شده است :
«اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک ( لم ارعف رسولک ) اللهم
عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفتی رسولک لم اعرف حجتک . اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم
تعرفنی حجتک ضللت عن دینی ؛ خداوندا خودت را به من بشناسان که اگر خودت را به من
نشناسانی رسولت رانخواهم شناخت، خداوندا رسولت را به من بشناسان ، چرا که اگر رسولت
را به من نشناسانی ، حجتت را نخواهم شناخت . خداوندا حجت خود را به من بشناسان که
اگر حجتت را به من نشناسانی ، در دین گمراه خواهم شد .»
بزرگان دین به دوستان و مؤمنان و عاشقان حضرت مهدی دستور مواظبت این دعا را برای
همیشه داده اند ، بنابراین می توان آن را یکی از وظایف شمرد .
3- دعا برای سلامت امام زمان (علیه السلام) :
یکی ازوظایف دوستان امام این است که برای سلامت و صیانت حضرت از خطرات و بلایایی که
جان امام را تهدید می کند ، با هر زبانی که بدان مسلطند ، دعا کنند و بهتر آن است
که دعاهای مأثور را بخوانند ،مانند :
« اللهم کن لویک الحجه بن لحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعه و فی کل ساعه
ولیاً و حافظاً و قائداً وناصراً و دلیلاً و عینا حتی تسکنه ارضک طوعاً وتمتعه فیها
طویلاً »1. یا مانند « اللهم اعده من شر جمیع ما خلقت و ذرات و برات و انشات و صورت
. و احفظه من بین یدیه و من خلفه و عن عینه و عن شماله و من فوقه ومن تحته بحفظک
الذی لا یضیع من حفظته و احفظ فیه رسولک و وصی رسولک علیهم السلام . اللهم ومد فی
عمره وزد فی اجله و اعنه علی ما ولیته و استرعیته ...»2
البته کل این دعا را محدث قمی درمفاتیح الجنان در ملحقات آن تحت عنوان دعا در غیب
امام زمان آورده است .
و مانند دعایی که تحت عنوان « صلوات بر ولی امر منتظر (عجل الله تعالی فرجه) » در
مفاتیج الجنان در ضمن صلوه بر حجج طاهره : آمده است : « ... اللهم اعذه من شر کل
باغ و طاغ و من شر جمیع خلقک و احفظه من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله
و احرسه و امنعه من ان یوصل الیه بسوء ...» . و یا مانند دعایی که با این عبارت
شروع می شود : « اللهم ادفع عن ولیک و خلیفتک ...» که مرحوم محدث قمی آن را از سید
ین طاووس در جمال الأسبوع و شیخ الطایفه در مصباح المتجهد نقل کرده و درامر چهارم
از دعا برای امام عصر (علیه السلام) قرار داده است . طالبان می توانند به مفاتیح
الجنان مراجعه کنند .
در اینکه به دوستان توصیه شده برای سلامتی امام زمان (علیه السلام) دعاکنند و اینکه
دعاهای بسیار در مورد این مورد ثبت و ضبط شده ، تا آنجا که در دعاهایی که برای امام
زمان نقل شده به این موضوع توجه شده ، بحثی نیست و کسی نمی تواند در آن تردید کند ،
حتی دستور داده شده که دوستان برای حفظ جان امام صدقه بدهند، نخست قصد و نیتش
سلامتی امام زمان ، سپس سلامتی خود و اعضای خانواده اش ، آنهم در پناه امام زمان را
لحاظ کند که این به قبول نزدیکتر است تا آنکه بخواهد صرفاً برای سلامتی خود صدقه
بدهد .
4- دعا برای تعجیل در ظهور امام زمان (علیه السلام) :
یکی از وظایف مسلم شیعیان در زمان غیبت امام زمان ، دعا برا ی قرب ظهور و درخواست
تعجیل در قیام آن حضرت است . شیعه راستین و دلباخته امام زمان کسی است که در هر صبح
و شام و با هر نماز ونیاز دست حاجت به پیشگاه خدای رؤف دراز کرده و از او ظهور
مولایش را بطلبد .
کسی که شیفته واقعی امام زمان (علیه السلام) است در دعا برای ظهور مولایش اسیر
الفاظ و گرفتار عبارت پردازی نیست ، بلکه از عمق جان دعا می کند و با تمام وجود
گمشده اش را می طلبد ، تنها زبانش سخن نمی گوید ، بلکه قلبش در هجران یار می سوزد ،
دلش در فراق محبوب مضطرب است و دیدگانش در انتظار دیدار اشکبار است . گردش زبانش در
گام ، همچون اشکهای غلطانش برگونه ، نشانه محبت درونی و علاقه قلبی او به مولا و
محبوب اش است .
شیعه شیفته ، بسان انسانی فارغ و بی سوز ، نیایش نمی کند . بلکه مانند عاشقی
دلباخته با دلی پر سوز و گداز و با تمام وجود برای ظهور امامش دعا میکند . انسانی
که دردریا گرفتار توفان شده و کشتی اش شکسته به دریا افتاده و در حال غرق شدن است ،
چگونه برای نجات خویش دعا می کند ؟ و با چه حالی خدا را میخواند و چطور از ته دل به
پیشگاهش التماس می کند ؟
شیعه دلباخته نیز در زمان غیبت ، میان موجهای پرخروش حکومتهای خود کامه در دل دریای
توفان زده و تاریک اجتماعات فاسد بشری ، کشتی سعادتش را شکسته می بیند ، دل را در
فراق امام ومولایش مضطرب و پریشان می یابد و بدون ذره ای ظاهر سازی و خودنمایی ، از
صمیم قلب فریاد می کشد : این بقیه الله ؟ و با اشک و آه جان سوز می گوید : این
المنتظر لاقامه الامت والعوج ؛ کجاست مصلحی که انتظار می کشیم انحرافها و کجیها را
راست گرداند ؟ این المرتجی لازاله الجور و العدوان ؛ کجاست مایه امیدی که ستم و بی
عدالتی را از جهان برچیند ؟ این معز الاولیاء ومذل الاعداء ؟ کجاست عزت بخش دوستان
و ذلیل کننده دشمنان ؟ این ابن النبی المصطفی و ابن علی المرتضی وابن خدیجه الغراء
و ابن فاطمه الکبری ؛ کجاست پسر محمد مصطفی (صل الله علیه و اله) وعلی مرتضی (علیه
السلام) و خدیجه غراء (علیه السلام) و فاطمه کبری (علیه السلام) ؟
آری ، عاشق دلباخته صبح و شام نمی شناسد و درتمام ساعات منتظر ظهور یار و مشتاق
دیدار جمال محبوب است . امام صادق (علیه السلام) فرمود : « فتوقعو الفرج صباحاً و
مساءً3 ؛ باید در هر صبح و شام در انتظار ظهور صاحب خود باشی ».
و در حدیث دیگر فرمود :«.... و توقع امر صاحبک لیک و نهارک4 ؛ باید شب و روز منتظر
فرار رسیدن ظهور صاحب خود باشی ».
بنابراین ، بر همه شیفتگان آن حضرت لازم است دائم به یاد آن امام همام بوده و برا ی
تعجیل در ظهورش دعا کنند و از خدا ظهور او را هر چه سریعتر بخواهند ، چرا که با
آمدن او تمام ملل نجات می یابند و شیعه به اوج عزت وعظمت خود می رسد . به قول امام
صادق :لکل اناس دوله و دولتنا فی آخر الدهر یظهر5 .
یقیناً در دولت اهل بیت پیامبر شیعیانشان به اوج عزت خواهند رسید و دشمنانشان به
حضیض ذلت ، چنانکه حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) فرمود : « و اکثر و الدعا ،
بتعجیل الفرج فان ذالک فرجکم 6؛ برای فرج ما بسیار دعا کنید چرا که فرج شما در آن
است .»
5- ندبه بر امام زمان (علیه السلام) :
ندبه بر حضرت مهدی اظهار شوق به لقای او ، گریه و ابراز نگرانی از مفارقت ومحروم
بودن از فیض حضور او ، دعا برای تعجیل فرج وظهور او ، ذکر مناقب وفضایل واقدامات و
برنامه های انقلابی و اصلاحی آن وجود مبارک و اظهار تأسف از اوضاع ناهنجار و روی
کار بودن حکومتهای باطل ومستبد و روشهای بیداگرانه ، سنت حسنه ای است که همواره
شیعه بر آن مداومت داشته و آن راشعار خود قرار داده و تا ظهور دولت حق و تأسیس
حکومت جهانی اسلام ، و آزادی و نجات تمام انسانها ، این شعار بر قرار بوده و روشنگر
خواسته های ارزنده و با ارج و هدفهای مترقی و نجات بخشاسلاماست .
این ندبه را شیعه از امامان معصوم خود که کار و عملشان سرمشق و پیروی از گفتار و
رفتارشان ( بر حسب حدیث متواتر ثقلین و احادیث دیگر ) وظیفه هر مسلمانی است ،
آموخته اند .
پیامبر اکرم (صل الله علیه و اله) و ائمه معصومین (علیه السلام) بر حسب روایات ،
کراراً ضمن آنکه از اوضاع آخر الزمان و فتنه های که ظاهر میشود و فشار هایی که
براهل حق وارد می گردد ،خبر می دادند ، نگرانی و تأثر خود را نیز اظهار می کردند .
شیخ صدوق و شیخ طوسی (رحمه الله ) هر یک به سند خود حدیث مفصلی را از «سدیر صیرفی »
روایت کرده اند که در آن ، گریه و ندبه امام ششم حضرت جعفر بن محمد (علیه السلام)
بر غیبت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه) بیان شده است ، در اینجا برای رعایت
اختصار قسمتی از این حدیث را که ارتباط با بحث ما ( ندبه ) دارد ؟ نقل می کنیم .
سدیر صیرفی می گوید : من و مفضل بن عمر و ابوبصیر و ابان بن تغلب به محضر امام صادق
(علیه السلام) شرفیاب شدیم ، دیدیم آن حضرت بر روی خاک نشسته و لباسی که از مو
بافته شده و طوقدار و بی گریبان بود ، پوشیده است و مانند فرزند مرده جگر سوخته
گریه می کند ، آثار حزن و اندوه ا زگونه و رخسارش آشکار و اشک کاسه چشمهایش را پر
کرده بود و می فرمود :
« سیدی غیبتک نفت و ضیقت علی مهادی و ابتزت منی راحه فوادی سیدی غیبتک او صلت مصابی
بفجایع الابد ، و فقد الواحد بعد بعد الواحد یقنی الجمع و العدد ، فما احس بدمعه
ترقی من عینی و انین یقتر من صدری عن دوارج الرزایا و سوالف البلایا الا مثل بعینی
عن غوایر اعظمها و افظعها و بواقی اشدها و انکرها ونوائب مخلوطه بغضبک و نوازل
معجونه بسخطک 7؛ آقای من ، غیبت تو خوابم را گرفته و خوابگاهم رابر من تنگ کرده و
آرامش و راحت دلم را ربوده است . آقای من ، غیبت تو مصیبتم را به مصیبتهای دردناک
ابدی پیوسته و ازدست دادن یکی پس از دیگری جمع و عدد را فانی می سازد ، پس احساس
نمی کنم به اشکی که در چشمم خشک می گردد و ناله ای که در سینه ام آرام می گیرد ،
مگر آنکه مصایب بزرگتر و دلخراش تر وپیشامدهای سخت تر و ناشناخته تر در برابر دیده
ام ، مجسم می شود .»
سدیر گفت : عقل از سر ما پرید و دلهای ما از غم و اندوه این پیشامد هولناک و حادثه
خطرناک پاره شد و گمان کردیم از اتفاق ناگوار کوبنده ای این چنین گریان و سوگوار
است یا از روزگار به او مصیبتی رسیده است .
عرض کردیم خدا دیدگانت را نگریاند ای پسر خیر الوری ،از چه پیش آمدی اینگونه گریانی
، و از دیده اشک می باری ؟ چه حالی روی داده که این گونه سوگواری ؟ حضرت چنان آه
عمیقی کشید که ناراحتیش از آن افزون شد . از روی تعجب فرمود : « وای بر شما .
بامداد امروز نگاه کردم در کتاب « جفر » و آن کتابی است که علم مرگها و بلاها ،
وآنچه واقع شده و واقع می شود تا روز قیامت ، در آن مندرج است . خدا ،محمد (صل الله
علیه و اله) وائمه اطهار (علیه السلام) بعد از او را به آن اختصاص داده است و تأمل
کردم در موضوع ولادت غایب ما و غیبت و طول عمر او و گرفتاری مؤمنان در آن زمان وشک
هایی که از جهت طول غیبت در دلهایشان پیدا می شود و اینکه بیشتر آنها از دین
برگردند و رشته اسلام را از گردن بردارند . »8
بنابراین ، ندبه ناله وزاری و گریه بر امام عصر (علیه السلام) که در بین شیعه رائج
است امری بی مأخذ و موضوعی بی سند نیست ، بلکه امری است که شیعه ازاولیای خود گرفته
است .
در تضرع و زاری بر امام عصر و ندبه بروجود مقدس او شیعه دلباخته اسیر الفاظ نیست ،
با هر لفظی و با هر سوز و گدازی انجام گیرد ، صحیح است ، لکن بهتر آن است که شیعه
در این موضوع نیز ببیند که از مبادی عالیه چه دستوری رسیده است ، شاید بهترین آنها
« دعای ندبه » باشد که هم از لحاظ سند طبق بررسی بزرگان فن, محکم ومتین است و هم از
لحاظ متن ودلالت مطابق قرآن و روایات وارده است . اساساً جذبه این دعا محتوای بلند
آن ، بهترین گواه بر صحت صدور آن است . ذکر این نکته لازم است که اگر شخصی میخواهد
برای امام زمان تضرع و ندبه ای داشته باشد باید با حالی مخصوص و قلبی محزون و چشمی
گریان و ادبی مطابق شأن امام معصوم باشد . در این مورد ،دعای ندبه بهترین راهنماست
، زیرا با دقت در آن دعا روشن می شود که از یک جهت دعای ندبه ، به سه بخش قابل
تقسیم است :
نخست : مناجات با خدا و سرسخن باز کردن و گله وشکایت از مردم روزگار نمودن و اقرار
به معارف حقه اسلامی کردن تا آنکه محبتش شدید و شدیدتر می شود . سپس مثل کسی که
میخواهد محبوب و معشوق عزیزش را در گوشه و کنار دنیا پیدا کند با سفری روحی به همه
جای عالم سری می زند و به گفتن این کلمات می پردازد : « این الحسن این الحسین (علیه
السلام) » تا می رسد به « این بقیه الله ؟ » و همچنان ادامه می دهد و به تجسس می
پردازد، ناگهان مانند کسی که محبوبش را درگوشه ای یافته و او را دیده، به اوخطاب می
کند : « بابی انت وامی ونفسی لک الوقاؤ والحمی » و در پایان می گوید : « اللهم انت
کشاف الکرب والبلوی ؛ یعنی کسی که غم و اندوه را از دلها می زداید و بلاها را رفع
میکند و غم هجران را به سرور و صال مبدل می سازد ، خداست .
بنابراین ، عاشق دلسوخته وقتی برای حضرت ندبه می کند ، خواه دعای ندبه بخواند ،
خواه خود زمزمه داشته باشد ، ابتدا باید توجه به حضرت حق داشته و عرض حاجت و شکایت
به او ببرد و سپس توجه به گمشده خویش نماید ، و سرانجام ، به گونه ای باشد که خود
را در محضر امام بیند و در پایان نیز شکر خدا را به جا آورده و رسیدن به وصال یار
را از امداد او بداند .
6- زیارت امام زمان (علیه السلام) :
از جمله وظایف دوستان امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) این است که درهر روز به ویژه
در روز جمعه به زیارت امامشان بپردازند وبه یکی از زیارتنامه هایی که برای آن حضرت
در کتب دعا معرفی شده . آقایشان را زیارت کنند .
زیاراتی که در کتب ادعیه از قبیل مصابح المتجهد شیخ طوسی و جمال الأسبوع و اقبال
سید بن طاووس ، و زاد المعاد و بحار الانوار مجلسی ومفاتیح الجنان محدث قمی و کتب
دیگر آمده ، بسیار است .کتاب مفاتیح الجنان محدث قمی که دردسترس همگان قرار دارد ،
عاشقان می توانند برای زیارت امام عصر (علیه السلام) به همان کتب مراجعه کنند .
زیارتی که در اوایل مفاتیح مربوط به روز جمعه است ودعای ندبه و آل یاسین ودعای عهد
و چندین زیارت دیگر که دراواخر آن کتاب در بخش زیارت حضرت صاحب الامر آمده است، همه
زیارت نامه آن حضرت است . بهترین زیارت برای هر امامی از جمله امام عصر (علیه
السلام) زیارت جامعه کبیره است .
نکته : چه قدر زیباست که انسان هر شب هنگام استراحت وضو گرفته ، دو رکعت نماز به جا
آورد . سپس تسبیح حضرت زهرا (س) وحداقل سه مرتبه سوره توحید را بخواند و یکی از
زیارات حضرت را هر چند مختصر بخواند و هر مقدار که آمادگی دارد به قرآن و اذکار
بپردازد و در پایان مجموعه آن عمل را به عنوان هدیه به محضر آن حضرت تقدیم نماید،
زیرا حداقل فایده این کار این است که در هر 24 ساعت یکبار هم که شده به یاد مولایش
افتاده است . امکان ندارد که ما متوجه مولایمان بشویم ، ولی او به ما توجه نکند ،
چون آنان خاندان کرمند :«عادتکم الاحسانوسجیتکم الکرم»
7- توسل به امام زمان (علیه السلام):
همانگونه که هر عبدی اگر مبتلا به مشکلی شود به مولایش پناه می برد و رفع شداید
ومشکلات را از او می طلبد ، مخصوصاً اگر آن مولا توان رفع مشکل راداشته باشد ، شیعه
نیز باید در همه حالات به ویژه درهنگام شداید وتهاجم دشمن ، به امام زمان (عجل الله
تعالی فرجه)متوسل شود و رفع مشکل را از مولای خود بخواهد . در طول تاریخ شیعه از
صدر غیبت تاکنون مواردی که مؤمنان به آن امام همام متوسل شه و نتیجه گرفته اند ،
قابل احصا نیست . شفا یافتگان درگاه او ونجات یافتگان پناهجویان او بسیارند که در
کتابهای متعدد به آنها اشاره شده است. کسانی که در مسجد جمکران قم با توسل به امام
زمان (علیه السلام) شفا گرفته و یا از آنان رفع مشکل شده ، تعداد بی شماری هستند که
ما در اینجا بنای نقل آنها را نداریم .
گرچه همه ائمه سرور ومولای ما هستند و همگان صاحب کرامات ومعجزات اند و تمامی آنان
در درگاه پروردگار صاحب عزت و جاه و جلالند و انسان به هر کدام که متوسل شود به
پناهندگان خود ، پناه می دهند . لکن طبق قاعده امروزه هر کاری که بخواهد انجام گیرد
وهر مشکلی که بخواهد رفع شود و هر بلیه ای که بخواهد از میان برداشته شود و سرانجام
، هر عزت و ذلتی باید زیر نظر ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) باشد و با صلاح دید آن
حضرت انجام گیرد . شاید معصومین دیگر کارها را به آن حضرت ارجاع دهند ، چرا که
فعلاً دوران حکومت و حکمروایی اوست ، لذا توسل به او لازم است .
8- ارجاع مردم به امام زمان (علیه السلام) :
صرف اینکه انسان به یاد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) و متوسل به اوست ودرهر صبح
و شام او را زیارت می کند کافی نیست ، بلکه تکلیف دیگری هست که (البته این تکلیف
عمدتاً متوجه روحانیت ورهبران دینی و متدینان صاحب نفوذ در جامعه است ) باید سعی
کرد تا جامعه را جامعه امام زمانی (علیه السلام) قرار داد و مردم را متوجه امام
زمان کرد . درایام تبلیغ محرم وصفر وماه رمضان و درهر فرصت متناسب از امام عصر(علیه
السلام) سخن به میان آورد و بخشی از منبر و وعظ و خطابه خود را به آن حضرت اختصاص
داد ومردم را نسبت به اصل وجود او و عظمت و جلال و جمال او آگاه ساخت . دستور توسل
به آن حضرت را به مردم آموخت و مردم را نسیت به آن امام همام امیدوار کرد . هم چنین
شبهات رادر مورد وجود آن حضرت برطرف نمودو در مورد طول عمر آن حضرت وغیبت و فواید
وجودی او ، در عین اینکه در پرده غیبت است ، سخن گفت و ابهامات را بر طرف نمود
تاهمه افراد شیعه نسبت به امام آگاهی پیدا کرده و مبلغ او شوند . در این راه یک
بسیج عمومی لازم است که همه اهل سخن و قلم یکصدا شوند ، همنوا شوند و به مردم
بفهمانند که ما بی صاحب نیستیم تا جامعه ، یکپارچه جامعه امام زمانی شود ،نه آنکه
تنها دعای ندبه بخوانند ، آنهم پس از مدتی در اثر گرایشهای نابجا مورد طعن دیگران
قرار گیرند . یا یک روحانی و واعظ در میلاد آن حضرت به چند جمله یا داستان اکتفا
نماید ، بلکه باید کاری کرد که زن و مرد شیعه دائم به فکر امامشان بوده و مبلغ او
باشند و درهر حادثه قبل از هر کسی به یاد امام زمان بیفتند و از او کمک بخواهند .
نه آنکه پس از آنکه نزد همه اطبا رفته و تمام اموالشان را در این راه تباه کردند .
و پاسخ منفی و مأیوس کننده شنیدند ، تازه به یاد مسجد جمکران و امام زمان بیفتند .
ما باید مردم را به گونه ای بسازیم که در تمام زمینه ها نخست به یاد امام زمان
افتاده ،سپس با توسل به آن حضرت به طبیب مراجعه کنند و دارو مصرف نمایند ، نه آنکه
نخست به دارو پناه ببرند ، آنگاه به امام زمان (علیه السلام) مراجعه نمایند . البته
ما منکر اسباب و علل طبیعی نیستیم و نمی خواهیم بگوییم هر که بیمار شد، و با اینکه
مثلاف نیاز به عمل جراحی دارد به دکتر مراجعه نکند ، و فقط به امام زمان متوسل شود
، بلکه می گوئیم نخست توسل برای اینکه امام عصر عنایتی بفرماید که طبیب درست مرض را
تشخیص دهد و داروی مناسب تحویز نماید و عمل جراحی موفقیت آمیز باشد . به هر حال ،
دارو از طبیب ، ولی شفا از خدا با وساطت امام عصر (علیه السلام) است .
9- هدیه برای امام زمان (علیه السلام) :
از جمله وظایف شیعه آن است که هدایایی به
برگرفته از کتاب سیمای آفتاب
پی نوشت:
1- مفاتیح الجنان، اعمال شبهای قدر.
2- منتخب الاثر، ص 503 به نقل از مصباح المتهجد ذیل دعای اللهم عرفنی نفسک.
3- کمال الدین، ص 337.
4- مکیال المکارم، ج 2، ص 157.
5- بحارالانوار، ج 51، ص 143 .
6- طبرسی،احتجاج، ج 2، ص 284 .
7- ر.ک: کمال الدین، ص 352 تا ص 357؛ غیبت شیخ طوسی؛ ص 104 تا ص 108 و بحارالانوار،
ج 51؛ ص 219، حدیث 9 .
8- امامت و مهدویت، فروغ ولایت در دعای ندبه؛ ج 1، ص 261 .
9- ر.ک: مکارم شیرازی، مهدی انقلابی بزرگ، چاپ ششم، ص 82 به بعد .
10- احتجاج، ج 2، ص 283 .
11- همان، ص 263 .
12- کافی؛ ج 1، باب اختلاف حدیث، حدیث10، ص 54 .
13- کنز العمال، حدیث38675 .
14- منتخب الاثر، ص 463 .
15- نهج البلاغه، خطبه34 .
16- اصول کافی، ج 2، ص 169 .
17- برای توضیح بیشتر ر.ک: به انوارنعمانیه، ج 2، ص 52، بحارالانوار؛ ج 51، ص 31 به
بعد .
18- الزام الناصب، ج 1، ص 271 .
19- الزام الناصب، ج 1، ص 271 .
20- دادگستر جهان، ص 125 به نقل از الزام الناصب، ج 1، ص 271 .
21- الزام الناصب، ج 1، ص 271 .