درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

اثبات الهُداة؛ میراث مکتوب مهدوی

 شبی در کاظمین خواب دیدم که آن حضرت در خانة شخصی به نام ابراهیم تشریف آورده‌اند، پس به آنجا رفته، خواستم از آن جناب خواهش کنم که معجزه‌ای بنماید اما قبل از اظهار سؤال فرمودند: «اینک وقت معجزه خواستن نیست، چون هنوز ظهور نکرده‌ام، بعد از ظهور، هر چه خواستید تقاضا کنید».



عبدالحسن ترکی

علاّمة والامقام و محدّث بلندآوازة شیعی، شیخ محّمدحسن بن‌علی حرّعاملی‌مشغری، از عالمان برجسته و شاعران توانای شیعه است که نسبش با 34 پشت به شهید پرافتخار کربلا، حرّ بن یزید ریاحی، منتهی می‌شود.

وی در قریة مشغری، از توابع جبل عامل در خانواده‌ای که غالباً دانشور و ادیب بودند، چشم به جهان گشود و از اوان جوانی در همان سامان به تحصیل علوم دینی و ادبی پرداخت و در فقه، حدیث، رجال، ادبیات و شعر مقام والایی یافت و در ردیف عالمان بزرگ قرار گرفت و آوازة کمالات او در محیط‌های علمی آن روز منتشر گشت. وی تا چهل سالگی در همان دیار به سر برد، سپس راهی عراق شد و پس از زیارت قبور پاک امامان معصوم(ع) و دیدار با علمای آن دیار به ایران آمد و سالیان سال در مشهد مقدّس رحل اقامت افکند و به تدریس، تألیف و تهذیب نفس پرداخت و منصب «شیخ الاسلامی و قضاوت» را عهده‌دار شد.

از آنجایی که در مشهد مهم‌ترین حوزة علمی و درسی آن شهر را اداره می‌کرد جمع زیادی از دانشمندان و فضلا از محضر او برخاستند که نام آن در تذکره‌های آن روز و همچنین مقدمة امل الآمل وی آمده که از آن میان می‌توان به سیّد نورالدین جزایری فرزند محدّث معروف شیعی، سیّد نعمت‌الله جزایری و علامة بزرگ سید هاشم بحرانی صاحب تفسیر البرهان اشاره کرد.

علاّمة عاملی، دانشوری پرکار و خوش ذوق بود و آثار مهمّی را به جهان دانش تقدیم نمود که، سالیان متمادی است مورد توجه و بهره‌گیری عموم فقیهان و محدّثان واقع گردیده است. به گفتة اهل تحقیق آثار علمی شیخ به پنجاه و پنج کتاب و رساله بالغ می‌شود که در ذیل به چند اثر معروف وی اشاره می‌شود.

1. اثبات الهداة بالنّصوص و المعجزات، در هفت جلد، که دربارة آن در همین مقال سخن خواهیم گفت.

2. اَمَل الآمل در شرح حال و آثار علمای جبل عامل و غیر آن. این کتاب در دو جلد به تصحیح و تحقیق سیّد احمد حسینی، توسط انتشارات دارالکتاب الاسلامی به چاپ رسیده است.

3. الجواهر السنیـّـه فی الاحادیث القدسیّه، این کتاب ظاهراً اولین تألیفشیخ بوده و کسی پیش از وی احادیث قدسی را این‌گونه گردآوری نکرده است. این کتاب به نام کلیات احادیث قدسی به قلم زین‌العابدین کاظمی خلخالی به فارسی ترجمه شده و بارها به همّت انتشارات دهقان منتشر شده است.

4. الایقاظ من الهَجعه بالبرهان علی الرجعة، بیدارکنندة از خواب در برهان بر وجود رجعت. این کتاب نقطة عطفی در بحث «رجعت» به شمار می‌آید و شاید بتوان آن را دربارة این موضوع کمّی‌ترین و کیفی‌ترین کتاب‌ها دانست که در میان عالمان بزرگ امامیّه تاکنون نگاشته شده است و چنانچه خود اشاره کرده، بالغ بر هزاروششصد آیه و حدیث در اثبات رجعت در این کتاب گردآوری شده و به اشکال و شبهات منکران پاسخ داده شده است.

از نظر شیخ، رجعت، یعنی زنده شدن پس از مرگ و پیش از قیامت و چنین معنایی علاوه بر اینکه مورد اجماع امامیّه می‌باشد، ضروری مذهب نیز هست. ایشان دوازده دلیل بر اثبات رجعت در این کتاب بیان داشته است.

5. دیوان اشعار؛ چنانچه پیشتر اشاره شد علاّمة عاملی، ادیبی توانا و شاعری خوش‌قریحه بوده، که دیوان وی مشتمل بر فنون مختلف شعر از مدایح و مراثی و غزلیّات و موعظه ... می‌باشد که نمونه‌هایی از سروده‌های وی به طور پراکنده در بعضی از کتاب‌های خودش و دیگران آمده است.

6. وسائل‌الشیعه که نام کامل آن،  التفضیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعه است که به اختصار آن را وسائل‌الشیعه و وسائل می‌گویند.

این کتاب معروف‌ترین اثر شیخ و یکی از سه جوامع حدیثی بزرگ قرون اخیر است که عبارتند از: الوافی، بحارالانوار و همین کتاب ـ وسائل الشیعة ـ این اثر شامل اکثریت احادیث کتاب‌های احکام است که به عقیدة آگاهان فن، جامع‌ترین و مرتّب‌ترین کتاب در احادیث احکام می‌باشد و حتّی از وافی و بحارالانوار نیز بهتر است زیرا وافی تنها به احادیث فقهی کتاب‌های چهارگانه اکتفا کرده و بحارالانوار، بسیاری از احادیث غیر فقهی را نیز آورده است. علّامة عاملی به هنگام اتمام این اثر سترگ، در سال 1088 ق. گفته که، «بیست سال از عمر خود را صرف گردآوری این کتاب کرده است» چاپ انتقادی و علمی این کتاب به همّت و تصحیح مرحوم آیت‌الله عبدالرحیم ربّانی شیرازی در بیست مجلّد در سال 1403 ق. در تهران انجام یافته است.1

بعدها مرحوم محدث نوری کتاب بزرگ و شاهکار خود مستدرک الوسائل را در استدراک این اثر ـ که از عصر مؤلّف، مدار و محور استنباط احکام فقهی بوده ـفراهم آورد.

لازم به یادآوری است که شیخ با اینکه در فقه مسلک اخباریان را داشته، در عین حال مورد کمال احترام و تجلیل و تقدیر علمای بزرگ اصول واقع شده و بلندی مقام فقاهت او را تأیید کرده‌اند. خود او نیز روشی معتدل داشته و در نوشته‌هایش نسبت به علمای اصولی و اخباری تجلیل نموده و هرگز سخن تند و انتقاد گزنده‌ای در حقّ کسی ادا نکرده است.

«شیخ محمّد» معروف به شیخ حرّ عاملی سرانجام در بیست و یکم ماه رمضان مقارن با سال‌روز شهادت مولای متّقیان علی(ع) به سال 1104 ق. در سن 71 سالگی وفات یافت و پس از نماز برادرش ـ احمد ـ بر او، در ایوان شمالی صحن عتیق، پشت ایوان مدرسة میرزا جعفر در حرم مطهر حضرت علی بن موسی الرضا(ع)
به خاک سپرده شد. مرقد او امروزه دارای ضریح، و زیارتگاه شیفتگان علم و فضیلت است.2

اثبات الهداة

اثبات در لغت به معنی ثابت کردن و پا بر جای گردانیدن است. در اصطلاح اهل منطق، اثبات در دو معنی به کار می‌رود: 1. اثبات در برابر ابطال که مراد از آن در این معنی آن است که با به کار گرفتن شیوه‌های منطقی و با اقامة دلیل و برهان، درستی نظر و عقیده‌ای را معلوم و مسلّم سازند. 2. اثبات در برابر نفی، که مراد از اثبات در این معنی، ایجاب است.3

اثبات الهداة که نام کامل آن اثبات الهداة بالنّصوص و المعجزات می‌باشد به معنی اثبات امامت و ولایت حضرات معصومین(ع) از طریق روایت‌های وارده و معجزات صادره از آنان است.

شیخ این کتاب را در اثبات امامت امامان دوازده‌گانة شیعه، از راه روایت‌های صریح پیامبر اکرم(ص) دربارة ایشان و نصّ هر امام بر امام بعدی و از راه گزارش معجزات انجام یافته بر دست هر کدام از ایشان نگاشته است. در اهمیّت و اعتبار و جلالت این کتاب همین بس که علّامة عاملی در آن بیش از بیست هزار حدیث را با نزدیک به هفتاد هزار سند از یکصد و چهل و دو کتاب بلا واسطه از علمای امامیّه و بیست و چهار کتاب از علمای اهل تسنن را ذکر کرده است.

او همچنین از پنجاه کتاب شیعی، دویست و بیست و سه کتاب سنّی، به واسطة کتاب‌های پیش گفته، نقل قول کرده و افزون بر این از کتاب‌های دیگری سخن آورده که بیرون از این شمار است.

به راستی که کتابی با این همه منابع و مآخذ در یک موضوع اگر بی‌نظیر نباشد، کم نظیر است. این کتاب از گوهرهای گران‌بها و ناشناخته‌ای بود که تا چند دهة پیش، نه اینکه به چاپ نرسیده، بلکه نسخ آن در حال نابودی و فراموشی بود که برای اولین بار به همّت و تصحیح و مقابلة حضرت استاد سیّد هاشم رسولی محلّاتی ـ حفظه‌الله ـ احیا گردیده و به قلم دو تن از دانشمندان و دانش‌آموختگان علوم آل محمّد؛ فقیه فرزانه حضرت آیت‌الله جنّتی و حضرت استاد محمّد نصراللّهی ترجمه و به صورت متن و ترجمه در 7 جلد، توسط دارالکتب الاسلامیّه منتشر گردید.

انگیزة تألیف

شیخ حرّ عاملی در مقدمة کتاب آورده: «من در کتابی که در این باب کافی باشد و آنچه را که عقلا به گردآوری‌اش علاقمند باشند، دست نیافتم. دیدم این مطالب در وادی پراکندگی پنهان مانده و اگر کسی بخواهد بر آنها آگاهی یابد، نیازمند صرف وقت زیادی است، لذا به این کار دست یازیدم...»4

شیخ در ادامه می‌نویسد: «اگر چه روی‌هم رفته کتاب‌هایی که در این باب تألیف شده شک و تردید را از میان می‌برد اما چون هر کدام از آنها به تنهایی بر بسیاری از اخبار دست نیافته‌اند، لذا اشخاصی که بضاعت علمی اندکی دارند در اثبات تواتر اخبار درمانده، بسیاری از مردم میل به منازعه و مجادله پیدا کرده و ادّعا می‌کنند اخباری که در باب نصوص، روایت شده به حدّ تواتر نیست بلکه اخبار آحاد است.

در این هنگام تألیف این کتاب لازم شد تا شبهه و تردید را برطرف نموده و در اثبات نصوص و معجزات امامان(ع) کافی و کامل باشد.

من روایات را از دو طریق (شیعه و سنّی) جمع نموده و اخبار متواتر را به نقل از دو فرقه آورده‌ام اما با این حال ادّعایی ندارم که اخبار و احادیث تنها همین‌ها هستند و من تمام آنها را ذکر کرده‌ام، چون احادیث در این موضوع از حساب و شمار بیرون است، شاید آنچه را که در این باب ذکر نکرده‌ام، از آنچه گرد آورده‌ام افزون‌تر باشد، زیرا مقدار کمی از کتاب‌ها به ما رسیده و بیشتر کتاب‌های این موضوع نابود شده است. ‌‍[به هر حال] آنچه را که من جمع کرده، بلکه نیم آن و حتی یک دهم آن برای طالبان هدایت و بصیرت، کافی می‌باشد، زیرا من به اندازه‌ای از نصوص و معجزات در این کتاب بیان کرده‌ام که شمارشگران را، توان شمارش و دشمنان و بدخواهان را قدرت رد کردنش نیست.»5

این کتاب در 35 باب تدوین شده که شیخ در سال 1096 ق. از نگارش آن فراغت یافته است.

در دائرة‌المعارف تشیّع در معرفی این کتاب آورده شده: «کتابی است کلامی به زبان عربی...»6 با توضیحات آورده شده، روشن گردید که این کتاب کلامی نیست، بلکه روایی می‌باشد و اساساً شیخ، شخصیتی متکلّم نبوده، بلکه «محدّث» است.

البته این بدان معنا نیست که مرحوم شیخ حرّ عاملی تنها به نقل اخبار و احادیث اکتفا کرده و از خود هیچ اظهار نظری نکرده است. تورّقِ گُذرای این موسوعه، روشن می‌سازد که شیخ در ذیل بسیاری از احادیث به شرح و جرح، و توضیح و تفسیر آنها پرداخته و نکات مهمی را یادآور شده که در فهم آن روایات کارگشا و روشنگر است. اما آنچه که به مقصود ما مربوط است، آنکه جلد 7 و بخشی از جلد 6 این کتاب به نصوص و معجزات حضرت مهدی(ع) اختصاص دارد. مؤلّف در بخش اول این کتاب بیش از هشتصد حدیث از متون کهن شیعی مانند غیبت نعمانی، غیبت طوسی، مشارق‌الیقین حافظ برسی، آثار شیخ صدوق و شیخ مفید و سیّد بن طاووس و ... آورده و در بخش دوم کتاب به ذکر پاره‌ای از نصوص و روایاتی که از اهل تسنن و کتاب‌های قابل اعتماد آن ذکر شده، پرداخته و در آن شیخ بیش از دویست حدیث از کتب ایشان با واسطه یا بی‌واسطه نقل می‌کند.

بخش بعدی کتاب با عنوان «معجزات صاحب‌الزّمان المهدی(ع)» است که در آن 170معجزه از کتب پیشینیان و معاصران آورده شده است.

«صفات و نشانه‌های امام و علامت خروج حضرت» باب دیگری است که شیخ در آن بیش از 120حدیث از منابع فریقَین در آن آورده است.

بخش پایانی کتاب ردّ بر گزافه‌گویان و غالیان است. او خوف آن را دارد که خوانندگان با خواندن و مطالعة مقامات معنوی امامان معصوم(ع) در وادی غلّو گرفتار آیند و دچار افراط و تفریط شوند به همین خاطر به آنان هشدار می‌دهد که مبادا معصومین(ع) را در مقام خدایی نشانند و برای آن ذوات مقدّس شأن الوهیّت قائل شوند. معصومین بندگان برگزیدة حق و «حجّت الله» و «ولیّ‌الله» هستند و بزرگ‌ترین عزت و افتخارشان در دنیا و آخرت این است که عبد و بندة خدا باشند و بس:  الهی کفی بی عزّاً أن أکون لک عبداً؛ خدایا مرا این افتخار بس که بندة تو باشم».

او در این باره می‌نویسد: «حدیث‌های متواتر ـ بلکه بیش از تواتر ـ نقل شده که امیرمؤمنان و امام حسین(ع) با شمشیر شهید شدند و سایر امامان(ع) به وسیلة زهر به شهادت رسیدند. همة آن بزرگواران به بندگی خدا اقرار می‌کردند و در معرض درد و بیماری، ترس و اندوه، خوشی و سرور، گرسنگی و سیری و سایر صفات بشری بودند، که همة این صفات با ادعای گزافه‌گویان و غلات منافات دارد.

ما همة روایات را در این باب نمی‌آوریم و تنها به جهت دو مطلب به ذکر بعضی از آنها پرداختیم: [اول]، چون کسی فراوانی معجزات امامان را ببیند، ممکن است به گفتار اهل غلّو گرایش یابد، زیرا آنان هم با دیدن معجزات، سرانجام این عقیدة باطل را اختیار کردند. [دوم]، [همان طوری که] احادیث دالّ بر امامت آنان وارد شده که مردم مقام آنان را بشناسند و در اعتقاد بدیشان کوتاهی نکنند، باید روایات بطلان غلوّ را نیز آورد تا در این اعتقاد نیز، زیاده‌روی نکرده و به حال اعتدال بمانند».7

شیخ در ردّ بر غلات و گزافه‌گویان 110 حدیث با بعضی توضیحات آورده و کتاب را به پایان می‌رساند.

علّامه شیخ حرّ عاملی در پایان بخش «معجزات صاحب‌الزّمان(ع)» می‌نویسد: «در تعدادی از روایات وارد شده که: «هر کس معصومین(ع) را در خواب ببیند، اشتباه نکرده، زیرا شیطان به صورت آنان متمثّل نمی‌شود»8 و من معجزات بسیاری از برادران ایمانی شنیده‌ام و اگر کسی در معجزه بودن خواب‌هایی که در این فصل ذکر شد، مناقشه کند، حداقل آن است که این خواب‌ها مؤیّد و تأیید کنندة معجزات خواهد بود، عده‌ای از اصحاب مورد اعتماد برای من نقل کردند که حضرت صاحب‌الامر(ع) را در بیداری دیده و معجزات زیادی از آن جناب مشاهده کرده‌اند که از جمله آن حضرت از بسیاری از امور غیبی خبر داده و دعاهایی در حقّ ایشان کرده که همگی مستجاب شده و ایشان را از خطرهای تهدید‌کننده نجات بخشیده که مجال شرح همة آنان نیست. «خود نیز مکرّر معجزاتی از آن حضرت در خواب دیده‌ام»9 که به چندتای آنها اشاره‌ می‌کنم:

عمری دراز خواهی کرد

اولین رؤیای راستین و دیدار شیرین را شیخ در سن ده سالی در حالت بیماری که همه از وی قطع امید کردند می‌بیند. او در این دیدار به زیارت جمال زیبا و دلربای چهارده معصوم(ع) نائل شده، در پایان جرعه‌ای از جام جمال امام عصر(ع) می‌نوشد که تا پایان عمر او را سرمست و شیدا می‌گرداند. شیخ در این‌باره چنین می‌نویسد: «در کودکی ـ حدود 10 سالگی ـ بیماری سختی پیدا کردم، به طوری که همة بستگانم از من ناامید شده، گرد آمدند و بر من گریستند و آمادة سوگواری شدند و یقیین کردند که من امشب خواهم مُرد. در آن حالت ـ در میان خواب و بیداری ـ پیامبر اکرم(ص) و امامان دوازده‌گانة معصوم(ع) را دیدم، بر آنها سلام کردم و با هر یک مصافحه و روبوسی نمودم، به خصوص با امام صادق(ع) گفت‌وگویی کردم که اکنون خاطرم نیست، اما می‌دانم که ایشان در حق من دعا کردند. چون به حضرت مهدی(ع) رسیدم، سلام کرده و مصافحه نمودم. [در این حال گریستم] و عرضه‌ داشتم: «آقای من! می‌ترسم در این بیماری بمیرم در حالی که هنوز بهرة خویش را از علم و عمل برنگرفته‌ام» آن حضرت فرمودند: «نترس! در این بیماری نخواهی مُرد، بلکه خدا تو را شفا می‌دهد و عمری دراز می‌کنی» سپس کاسه‌ای به من داد، جرعه‌ای از آن نوشیدم و همان لحظه خوب شدم و بیماری‌ام به کلّی برطرف شد. از بستر برخاستم و نشستم».
بستگانم از این حالت شگفت‌زده شدند و تا چند روز قضیّه را برای آنان نقل نکردم.10

ان‌شاءالله فرج نزدیک است

شیخ همچنان نقل می‌کند که شبی در خواب خدمت آن حضرت رسیدم، نزدیک رفتم و سلام کردم، خواستم بپرسم: «فرج کی است؟» پیش از سؤال فرمودند: «ان شاءالله نزدیک است» آنگاه این آیه را خواندند:
قل لا یعلم من فی السموات و الارض الغیب إلّا الله.11
بگو هر که ـ غیر خدا ـ در آسمان‌ها و زمین است، غیب را نمی‌داند.
سپس سؤالات دیگری به خاطرم رسید که همه را قبل از پرسش، پاسخ فرمودند.12

اینک وقت معجزه خواستن نیست

همچنین شبی در کاظمین خواب دیدم که آن حضرت در خانة شخصی به نام ابراهیم تشریف آورده‌اند، پس به آنجا رفته، خواستم از آن جناب خواهش کنم که معجزه‌ای بنماید اما قبل از اظهار سؤال فرمودند: «اینک وقت معجزه خواستن نیست، چون هنوز ظهور نکرده‌ام، بعد از ظهور، هر چه خواستید تقاضا کنید».

ساعتی گفت‌وگو کردیم، سپس فرمودند، اسبی بیاورند در حالی‌که کمتر از ده نفر همراه آن حضرت بودند. قبل از سوار شدن فرمودند: «ما زینی داریم که بدان نیازی نیست، آن را به این شیخ بخشیدیم تا بدان تبرّک جوید» و به من اشاره نمودند.

با خود گفتم: «چگونه من به این زین تبرّک جویم، در حالی که از صاحب آن معجزه‌ای ندیده‌ام. آنگاه امام به من نگاهی نموده، لبخندی زدند و فرمودند: « اینجا معجزه لازم نیست، اما به زودی معجزه و برکتی از این زین خواهی دید»
در این وقت از خواب بیدار شدم و بعدها در خطرها و حوادث شدیدی واقع شدم که خداوند به برکت آن جناب نجاتم داد.13

بیست و شش سال دیگر زنده می‌مانی!

همچنین روز عیدی در ولایت خودمان (مشغری) با عده‌ای از طلاب و صالحان نشسته بودیم که در این میان من گفتم: «ای کاش می‌دانستیم در عید آینده کدام یک از ما زنده و کدام یک مُرده‌ایم»

مردی به نام شیح محمّد ـ که از هم‌درسان ما بود [با یقیین] گفت: «من عید آینده و عید بعدتر از آن و همین طور تا بیست و شش عید دیگر (26 سال دیگر) زنده هستم» به او گفتم: «مگر تو غیب‌گویی؟» گفت: «خیر»، [بعد این واقعه را تعریف کرد] من سخت بیمار شدم، شبی حضرت حجّت(ع) را در خواب دیدم، عرضه داشتم: «من بیمارم و می‌ترسم در این حال بمیرم در حالی که کردار نیک و اعمال صالحی ندارم که با آن بر خدا وارد شوم»، فرمودند: «نترس! خداوند شفایت می‌دهد و تا بیست و شش سال دیگر زنده هستی» سپس از جامی که در دست داشت، جرعه‌ای به من نوشاند، فوراً شفا یافتم و نشستم و یقیین دارم که این خواب از رؤیاهای شیطانی نبود.

شیخ حرّ عاملی در ادامه می‌نویسد: «من تاریخ سخنان آن مرد را یادداشت کردم سال 1049 ق. بود سالیانی گذشت تا اینکه در سال 1072 ق. به مشهد مقدّس نقل مکان کردم، یک باره مُلهم و متوجه شدم که باید مدّت (26 سال) بر آمده باشد.

پس به آن تاریخ مراجعه کردم، دیدم [دقیقاً] 26 سال از آن گذشته است.
با خود گفتم: «قاعدتاً باید آن مرد ـ شیخ محمد ـ تاکنون از دنیا رفته باشد» هنوز یکی دو ماهی نگذشته بود که نامه‌ای از برادرم رسید مبنی بر اینکه شخص مذکور درگذشت.14

شیعیان مرا از کمی یاور مترسان!

همچنین شبی در مشهد خواب دیدم که آن حضرت وارد این شهر شده است. نشانی خانة او را پرسیدم، گفتند: «در سمت غربی مشهد ـ در باغی که عمارتی دارد ـ وارد گردیده‌اند. خدمت آن حضرت مشرّف شدم و دیدم در مجلسی حضور دارند ... ساعتی گفت‌وگو کردیم. غذایی آوردند هر چند اندک، اما بسیار گوارا بود ‌[با اینکه] همه خوردیم و سیر شدیم اما غذا همچنان به حال خود باقی بود.

چون از غذا فارغ شدیم، خوب دقت کردم، دیدم که اصحاب آن حضرت از چهل نفر افزون نیست. با خود گفتم: «این بزرگوار ظهور کرده، در حالی که لشکر وی خیلی اندک است، کاش می‌دانستم پادشاهان از وی اطاعت می‌کنند یا با وی به ستیزه برمی‌خیزند؟ و چگونه آن حضرت [با اصحابی اندک] و بدون لشکر بر آن چیره می‌شود؟»

حضرت پیش از آنکه سخنی بگویم به من نگاهی کرده و لبخندی زدند و فرمودند: «شیعیان مرا از کمی یاور مترسان! مردانی همراه منند که اگر فرمان دهم همة دشمنان را ـ از پادشاهان و غیره ـ حاضر ساخته، گردن می‌زنند» آنگاه این آیه را خواندند:
و ما یعلم جنود ربّک إلّا هو.15
شمار سپاهیان پروردگارت را جز او کسی نمی‌داند.

از شنیدن این بشارت خوشحال شدم و ساعتی دیگر گفت‌وگو کردیم. آنگاه امام برخاست تا برای خواب به اتاق دیگری تشریف برند، مردم هم پراکنده شدند و از باغ بیرون رفتند و من هم همراه آنان بیرون شدم. می‌رفتم و [از سر حسرت] گاهی به پشت سر نگاهی می‌کردم و با خود می‌گفتم: «ای کاش آن حضرت خدمتی را به من ارجاع داده و خلعت و مخارجی (=پولی) را ـ جهت تبرّک ـ  عطا می‌کردند» [با این افکار] چون به در باغ رسیدم، دلم راضی نشد که از آنجا بروم، لذا همان‌جا نشستم. در این حال غلامی در پی من آمد و پارچة سفیدی، همراه با پولی آورد و گفت: مولایت می‌فرماید: «این همان چیزی است که می‌خواستی، به زودی نیز خدمتی را به تو ارجاع می‌دهیم، از باغ هم خارج مشو!» اینجا بود که از خواب بیدار شدم.16

خوش‌نویس بودن از شرایط امامت نیست

همچنین شبی در خواب دیدم که آن حضرت در مشهد، در مَدرس و محل تدریس من نشسته‌اند. وارد شدم، سلام کردم و دست مبارکش را بوسیدم و عرضه داشتم: «سرور من! سؤالاتی دارم، اجازة پرسش می‌دهید؟» فرمود: «بنویس تا پاسخ آنها را بنویسم که مبادا فراموش کنی» سپس وسایل تحریری را جهت من آوردند و من چهار مسئله را نوشتم و بخشی از کاغذ را برای پاسخ آن حضرت سفید رها کردم. آن حضرت کاغذ را گرفته و مشغول پاسخ شدند. نزدیک‌تر رفتم که خطّ مبارکش را ببینم. خطّ ایشان در خوشی و نیکویی، متوسط و میانه بود.

با خود گفتم: «می‌پنداشتم که خطّ مولایم از این خوش‌تر و بهتر باشد» چون این اندیشه در ذهن من خطور کرد، حضرت نگاهی به من نموده، فرمودند: «خوش‌نویس بودن از شرایط امامت نیست»
عرض کردم: «درست است، سرور من!».17
سخن را با آرزوی ظهور آن خورشید جان‌ها و امید انسان‌ها به پایان می‌بریم.
 
پی‌نوشت‌ها:
1. دائرة‌المعارف تشیّع، ج 5، صص 1 و 2، نشر شهید محبّی.
2. همان، ج 6، صص 217 ـ 218.
3. همان، ج 1، ص 461.
4. اثبات الهداة، ج 1، ص 3.
5. همان، ج 1، صص 2 ـ 10.
6. دائرة المعارف تشیّع، ج 1، ص 461.
7. اثبات الهداة، ج 7، ص 495.
8. پیام پیامبر، ص 854، نشر جامی، بهاءالدین خرّمشاهی و مسعود انصاری.
9. اثبات الهداة، ج 7، ص 378.
10. همان، ج 7، ص 378.
11. سورة نمل (27)، آیة 65.
12. اثبات الهداة، ج 7، ص 381.
13. همان، ج 7، صص 380 ـ 381.
14. همان، ج 7، صص 382 ـ 383.
15. سورة مدثّر (74)، آیة 31.
16. اثبات الهداة، ج 7، صص 379 ـ 380.
17. همان، ج 7، ص 380.

غیبت نُعمانی یادگار جاودانة مذهب امامیه

عبدالحسن ترکی

یکی از کهن‌ترین کتاب‌هایی که در موضوع غیبت امام‌عصر(ع) به دست ما رسیده است کتابُ الغیبة عالم و محدّث بزرگوار «ابوعبدالله محمّدبن ابراهیم نُعمانی» معروف به «ابن ابی زینب» است.


در نیمة اوّل سدة چهارم قمری، آن‌گاه که غیبت حضرت مهدی(ع) به درازا کشید، به ویژه پس از درگذشت آخرین نائب از نائبان چهارگانه ـ ابوالحسن سیمری ـ و پایان دورة غیبت صغری و فرا رسیدن غیبت کبری، آشفتگی فکری و تزلزل اعتقادی فراوانی در تفکر شیعی پدید آمد؛ بسیاری دچار شک و سرگردانی، و تردید و پریشانی شده و برخی به اعتراف و حتّی به انکار برخاسته و تعدادی هم راه ارتداد در پیش گرفتند. از همین‌رو «نعمانی» جهت استحکام بخشیدن به بنیان‌ها و باوری‌های شیعی و هم‌چنین برای پاسخ‌گویی به نیازهای اعتقادی شیعیان در امر امامت و راز غیبت و در یک کلام هدایت مردم به سوی حق و حقیقت، کتاب جاودانة خود الغیبة
(= غیبت) را تألیف کرد.

  • انگیزة نگارش کتاب
نعمانی، انگیزة تألیف کتاب خود را در مقدّمه چنین آورده است:
من امروز گروه‌هایی را می‌بینم که به مذهب شیعه منسوبند و به پیامبر(ص) و خاندان او(ع) وابسته‌اند؛  به اصل امامت اعتقاد دارند و به آن چنگ زده‌اند...، اما متأسفانه دچار تفرقه و چند دستگی در مذهب شده‌اند... پاره‌ای دربارة امام غلوّ کرده، برخی بسیار کوتاه آمده‌، و جز اندکی بقیّه در مورد امام زمان خود و ولی‌امر و حجّت پروردگارشان به شک افتاده و دو دل شده‌اند، در حالی که خداوند او را به علم خود برگزیده است.1
من در روایاتِ منقول از امامان راستین(ع) به این [سخن] برخوردم که آنان امر کرده‌اند به کسی که خداوند بهره‌ای از دانش به وی عطا کرده و به اسراری که دیگران نمی‌دانند، آگاهش ساخته، تا آنچه را بر برادران دینی او مُشْتَبه گشته، برایشان روشن کرده و در سرگردانی‌ها و حیرت‌ها، آنان را به راهِ راست و درست هدایت کند و از وادی تردید به سوی روشنایی و یقین بیرون کشد... پس خواستم به وسیلة ذکر روایاتی از پیشوایان دین به خداوند تقرّب جسته باشم...2.

نُعمانی در ادامه ذکر کرده ‌است:
من در این کتاب آنچه را که خداوند توفیق جمع‌آوری آن‌را عنایت کرده...
ـ راجع به غیبت و مسائل مربوط به آن‌ ـ مطابق آنچه که نزد من موجود بود ـ گردآوری کرده‌ام، زیرا همة آنچه که در این باره برای من روایت شده در دسترسم نبوده و حافظه‌ام نیز همة آن‌ها را از بَر ندارد. آنچه مردم در خصوص غیبت روایت کرده‌اند بسی بیشتر و گسترده‌تر از مقداری است که برای من روایت شده و روایات من نسبت به آن‌ها خیلی ناچیز‌تر و کمتر است3.

  • نعمانی کیست؟
ابوعبدالله محمّدبن ابراهیم نعمانی، معروف به ابن ابی زینب (360 ق)، از مشایخ حدیث امامیّه در قرن چهارم، متکلّم، مفسّر و محدّث شیعی است. تاریخ توّلد او دقیقاً معلوم نیست، چنانچه سال وفات و مکان دفن او چندان روشن نمی‌باشد. او از شاگردان و اصحاب خاصّ «کُلینی» صاحب اصول کافی بوده و از آنجایی که این کتاب را نوشته به «کاتب» شهرت یافته است. نسخة او به «نسخة کافی نعمانی» مشهور شده است. از نعمانی چهار کتاب نام برده شده که ظاهراً تنها همین کتاب الغیبه از وی باقی مانده و دیگر آثار وی با گذشت زمان از میان رفته‌اند.

نعمانی در اوائل غیبت صغری متولد شده و چنانچه از خود کتاب برمی‌آید هنگام نگارش کتاب، هشتاد و چند سال از عمر شریف حضرت حجّت(ع) می‌گذشته است.4

در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی دربارة وی آمده است:
... زادگاه او را شهر نعمانیة مصر یا یمن یا حجاز دانسته‌اند، امّا آنچه درست می‌نماید این است که نعمانی از شهر نعمانیة عراق ـ میان واسط و بغداد ـ بوده است.

از زندگی وی همین معلوم است که در سال 312 ق. به شیراز آمده و در آن شهر از ابوالقاسم موسی بن محمّد اشعری قمّی، حدیث آموخته و در قم احتمالاً از «علی‌بن حسین بن بابویه» حدیث شنیده است. پس از آن به بغداد سفر کرده و در آنجا از عالمان و محدّثان و فقیهان بنامی چون «محمّدبن همام اسکافی» و «ابن عقدة کوفی» و «محمد بن یعقوب کلینی» حدیث فرا گرفته است. وی پس از چندی از بغداد آهنگ سفر به شام کرده، در سال‌های پایانی روزگارش به حلَب ـ که شهری شیعه‌نشین بوده ـ رفته و تا پایان زندگانی در آنجا مانده است. وی در همان‌جا به نشر حدیث و معارفِ شیعی پرداخته و در شام در گذشته است.

نعمانی بیش از همه از ابن عقدة کوفی و کلینی بهره گرفته است. از تعداد احادیثی که وی از ابن عقده در کتاب غیبت خویش نقل کرده و نیز جملات احترام‌آمیزی که در مورد وی آورده، پیداست که از این استاد تأثیر بسیار پذیرفته است. وی از شاگردان بسیار نزدیک و مورد اعتماد کلینی به شمار می‌آید.

نخستین کسی که ـ هر چند به اختصار ـ از نعمانی  یاد کرده و موقعیّت وی را باز گفته «نجاشی» است که در کتاب رجالِ خویش وی را ستوده و او را از بزرگان شیعه، عظیم القدر، شریف المنزله، صحیحُ العقیده و کثیرالحدیث دانسته است. هم‌چنین «مجلسی» نیز او را از فقیهان بزرگ شمرده و فاضل، کامل و پرهیزگار خوانده است.5

  • اهمیّت غیبت نعمانی از منظر بزرگان
این کتاب از آغاز نگارش در طیّ ده قرن گذشته مورد توجه عالمان و محدّثان و علاقمندان به این موضوع مهم واقع شده و تمام کسانی که در این حوزه اثری تألیف کرده‌اند ناگزیر از آن بهره برده‌اند، که در این جا به دیدگاه چند تن از برجستگان و بزرگان پیرامون اهمیّت و اعتبار این کتاب اشاره می‌شود:

1. شیخ مفید در کتاب ارشاد خود بر آن صحّه نهاده، می‌نویسد:
روایت ما دربارة غیبت بسیار است و محدّثان شیعه آن‌ها را تدوین کرده و در کتاب‌ها و تألیفات خود به تفصیل نقل کرده‌اند و از جملة آنان، محمّد بن ابراهیم نعمانی است که در کتاب غیبت خود آن نصوص و احادیث بسیار را گرد آورده است.6

2. سیّدبن طاووس: سیّد نیز در رسالة کشف المحجّة که وصیت‌نامة وی به فرزندش است، خطاب به فرزندش ـ محمّد ـ این‌گونه آورده است:
محمّد، فرزندم! اگر به کتاب‌هایی مانند کتاب غیبت که شیعیانی مانند شیخ صدوق و نعمانی نوشته‌اند مراجعه کنی، می‌بینی که همه یا بیشتر آنان، پیش از تولّد آن حضرت خبر داده‌اند که او غیبت خواهد کرد.7
همچنین شیخ مفید و شیخ طوسی نیز در کتاب‌های غیبت خویش فراوان از کتاب نعمانی روایت کرده و به روایت آن احتجاج کرده‌اند.8

3. محدّث نوری: از متأخّران و معاصران نیز محدّث نوری در مقدمة نجم‌الثاقب خود دربارة اعتبار این کتاب آورده است:
کتاب غیبت نعمانی از نفایس کتب مدوّنه در باب غیبت است.9

4. مرحوم استادعلی‌اکبر غفّاری ـ مصّحح کتاب ـ که زحمات فراوانی در احیای این ذخیرة ذی‌قیمت متحمّل شده‌اند ـ و داستان‌ آن در ادامة مقاله خواهد آمد ـ در معرفی این اثر ارزشمند نوشته‌اند:
این کتاب یکی از خالص‌ترین میراث‌های علمی ما و در موضوع خود یکی از بهترین کتاب‌های تألیف شده است و در نزد دانشمندان و نامداران مذهب ما، یکی از ستون‌های پابرجا و محکم و از ذخائر است و یادگار جاودانی مذهب ما محسوب می‌شود.

موضوع این کتاب ـ یعنی امامت ـ از مهم‌‌ترین موضوعات اعتقادی نزد ما بوده، بلکه باید آن‌را سنگ زیر بنایی دانست که کلیة ستون‌های اعتقادی ما بدان متّکی است. من هرگز کتابی به پایة آن ندیدم. نعمانی پیش از دیگران شروع به تألیف کرد و گوی سبقت را از دیگران ربود. در هر عصری، علماء، روایت این کتاب و تدریس آن را مورد توجه قرار داده‌اند و آن را از «اصول معتبره» شمرده‌اند، بدون آن که کوچک‌ترین طَعنی و یا غَمزی نسبت به نگارندة آن روا دارند، جملگی بر اعتبار و درستی کتاب اتّفاق کرده‌اند... من نمی‌توانم سخنی بگویم که از ادای حقّ بزرگ این تألیف پر ارج برآیم و نمی‌دانم با چه عبارتی اهمیّت و ارزش آن را بازگو کنم. این کتاب در موضوع خود بی‌نظیر است و از هنگام تألیف مورد استفادة دانشمندان اسلامی قرار گرفته است.10

کتاب نعمانی دارای 26 باب و در مجموع 478 روایت است و چنانچه پیش‌تر اشاره رفت جزء نخستین کتاب‌هایی است که در موضوع غیبت به دست ما رسیده است.

این کتاب موضوعات مهم و بنیادیی را مانند: «معرفت امام غایب، سبب غیبت، وجوب حفظ اسرار آل محمد(ص) الهی بودن مسئلة امامت، تکالیف شیعه در عصر غیبت، تعداد امامان معصوم، ردّ بر مدّعیان مناصب امامت و ولایت، مقولات صبر، انتظار فرج، علائم ظهور، صفات امام منتظر و خصوصیات لشکریان آن حضرت و ... در خود جای داده است.
غیبت نعمانی یک کتاب روایی محض است. در این کتاب از جدل‌های کلامی، ایراد و اشکال‌های دامنه‌دار، و شُکوک و شبهات بیهوده خبری نیست. نعمانی در زیر عنوان‌های مطرح شده در کتاب تنها به نقل روایات بدون هیچ تفسیر و تحلیلی می‌پردازد و از این جهت با کتاب‌های غیبت بعد از خود، مثل غیبت مفید و غیبت شیخ طوسی تفاوت‌ بنیادی دارد. غیبت‌های مفید و طوسی، کلامی و برهانی بوده، یعنی اولّ موضوعات را مطرح و آن‌گاه برای اثبات آن‌ها، استدلال می‌کند. و اخبار و احادیث تنها برای تایید و تسدید مطلب و قوّت بخشیدن به موضوع آورده می‌شود. مثلاً شیخ طوسی در غیبت خود ابتدا با دلایل و اقامة برهان‌هایی، وجود امام عصر(ع) را اثبات کرده، سپس به شبهات فرقه‌هایی مانند اسماعیلیّه، زیدیّه، کیسانیّه... پاسخی در خورد می‌دهد و اساس عقاید آن‌ها را متزلزل و باطل می‌کند و در هر مورد روایات مناسبی را از باب نمونه نقل می‌کند.

  • مصحح کتاب؛ مرحوم علی‌اکبر غفّاری
نام غیبت نعمانی، با نام «استاد غفّاری» پیوند خورده است. نمی‌توان از نعمانی و کتابش سخن گفت امّا از مصحّح مخلص و بی ادّعای او حرفی به میان نیاورد و ذکر خیری نکرد. استاد غفّاری، احیاگر بی‌ادّعای میراث شیعی و حدیث‌پژوه سترگ و کتاب‌شناس بزرگ و استاد بی‌بدیل تصحیح متون روایی، تفسیر، تاریخی... برای اهل کتاب و مطالعه عموماً، و برای علاقمندان به معارف اسلامی و آموزه‌های شیعی خصوصاً، چهره‌ای نامی آشنا و شناخته شده است. کدام کتابخانه است که قفسه‌هایی را به آثاری از استاد اختصاص نداده باشد؟ باری استاد غفّاری نیازی به تمجید این قلم ندارد و اگر اشارتی می‌رود از باب ادای اندکی از حق استاد به دوش اهل کتاب است. در عظمت کار استاد همین بس که او با تلاشی مؤمنانه و تکاپویی سخت‌کوشانه در طیّ نیم قرن صدها جلد کتاب از آثار و ذخایر ذی‌قیمت اسلامی و شیعی را تصحیح نمود و تعلیق زد و ترجمه کرد و سامان بخشید و برای آن‌ها فهرست نگاشت و مصادر روایات و عبارات را شناسایی کرد و به چاپ رسانید و در یک عبارت احیا کرد. روحش شاد و تربتش از باران غفران الهی سیراب باد. استاد غفّاری خاطره‌ای زیبا از تصحیح کتاب غیبت نعمانی نقل می‌کند که شنیدن آن خالی از لطف نیست. او می‌نویسد:

چاپ و تنقیح غیبت نعمانی بسیار مشکل بود، زیرا نسخه‌های مختلف را نمی‌توانستم پیدا کنم، خطّ کاتب هم بسیار سخت بود، با زحمت فراوان، نسخه‌هایی را فراهم کردم. وقتی کار به پایان رسید، خبردار شدم یک فرد [بی مسئولیت] همان نسخة خطّی پر از غلط اوّلی را افست کرده و آن را منتشر کرده است. ناگزیر شدم پانزده سال دیگر صبر کنم تا دو مرتبه [زمینه] و اقتضاء پیدا شود، لذا بعد از پانزده سال آن را منتشر ساختم11.

سخن را با آرزوی ظهور سرشار از سرور آخرین ذخیرة الهی، و با امید آن‌که کتاب غیبت برای همیشه بسته شود و در فردا و فرداها از «ظهور و حضور» بگوییم و بنویسیم؛ با طلب رحمت و مغفرت برای مولّف و مصحّح، با دعایی از نعمانی به پایان می‌بریم:

از خدا می‌خواهم که به وجه کریم و مرتبة بلند خود بر محمّد(ص) و خاندانش درود فرستد و ما را در دنیا و آخرت در سخن درست خود پا بر جا نگاه دارد و زندگی و مرگ و رستاخیزمان را بر نعمت دین حق و دوستی اهل حق استوار بدارد... و ما را از یاواران دین خود در رکاب ولیّ خویش قرار داده،  میان ما و آنان، به اندازة چشم برهم زدنی، فاصله و جدایی نیفکند که او بخشنده و کریم است.12


پی‌نوشت‌ها:

1. نعمانی، ابن ابی‌زینب، غیبت، به تصحیح استاد غفّاری، ترجمة محمد جواد غفّاری، نشر صدوق، صص 30 ـ 29.
2. همان، صص 35 ـ 34.
3. همان، صص 44 ـ 43.
4. همان، ص 36.
5. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج 2، صص 661 ـ 660.
6. شیخ مفید،  الارشاد، ترجمه رسول محلاتی، ج 2، ص 484، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
7. سیّد بن طاووس، کشف المحجّه (فانوس)، ترجمه اسدالله مبشّری، ص 81، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
8. نعمانی، همان، صص 9 ـ8 به نقل از مقدّمه مصحّح.
9. محدث نوری،  نجم‌الثاقب، ص 10، انتشارات مسجد مقدّس جمکران.
10. نعمانی، غیبت، صص 8 ـ 7، پیشگفتار مصحّح.
11. نشریة کیهان فرهنگی، خردادماه 65، هم‌چنین نعمانی، همان، مقدمه، صص 7 ـ 6.
12. نعمانی، همان، صص 51 ـ 50.

اوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شیعه در غیبت صغری

نویسنده: حسن حسین‌زاده شانه‌چی
ناشر: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

در اثر حاضر سعی شده است تا بر اساس اطلاعات تاریخی قابل اعتماد و معتبر، اوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دوران غیبت صغری معرفی گردد و بدین منظور ساختار کتاب به گونه‌ای ترتیب یافته که تمامی مباحث ضروری را در خود جای می‌دهد. فصل اول به بحث‌هایی دربارة مسئلة غیبت و مشکلات آن، و تلاش‌های امامان(ع) جهت زمینه‌سازی در جامعه شیعه برای مواجهه با این پدیده اختصاص یافته است. فصل دوم فضای کلی و عمومی جهان اسلام را در عصر غیبت صغری به تصویر کشیده است تا خواننده درک بهتری از موقعیت جامعة شیعه در عصر مورد نظر، داشته باشد. فصول بعدی به مباحث سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعة شیعه پرداخته است و در هر بخش شاخصه‌هایی که نشان دهندة وضعیت شیعیان در زمینه‌های یاد شده است مورد توجه قرار گرفته است، چنان‌که مبحث در اوضاع سیاسی، از فعالیت‌های سیاسی دولت‌ها، احزاب و شخصیت‌های شیعی بحث و گفت‌وگو شده و در بخش وضعیت فرهنگی، از مراکز علمی، دانشمندان و اندیشمندان و دستاوردهای فرهنگی و علمی سخن به میان آمده‌ است. بی‌شک ذکر مطالب مذکور، که به لحاظ موضوعی متنوعی هستند. در راستای به تصویر کشیدن چهرة جامعة شیعی در عصر غیبت صغری از ابعاد ذکر شده بوده است.

امام مهدی(ع)؛ موجود موعود

  • امام مهدی(ع)؛ موجود موعود
  • نویسنده: آیت‌الله عبدالله جوادی آملی
  • ناشر: انتشارات اسرا
 

تا کنون کتاب‌ها و مقالات متعددی دربارة حضرت مهدی(ع) نوشته شده است امّا به رغم سعی و کوشش عالمانه و خالصانه ای که در شناخت و شناساندن آن حضرت، از سوی اشخاص و جریان‌های اسلامی صورت پذیرفته، همواره دام افراط و درة تفریط به روی این موضوع گسترده و گشوده بوده، هست و خواهد بود و تنها کسانی از ورطه این دو نجات یافته‌اند که توانسته‌اند به مستمسک «امام شناسی» واقعی تمسک جویند و از آن بهره‌مند شوند. با همین رویکرد اثر شریف و خواندنی امام مهدی(ع)، موجود موعود که مجموعه مباحث، گفتارها و نوشته‌های حضرت آیت‌الله جوادی آملی تدوین و با مقدمه‌ای گرانبها توسط نشر اسرا به بازار نشر عرضه شده است. در سه بخش این کتاب با عناوین امام شناسی، انتظار و از ظهور تا مدینه فاضله  حاوی این مطالب است:

بخش یکم: امام شناسی

فصل یکم: امامت عام: چهرة فقاهتی امامت، امامت و نصب در نگاه امام رضا(ع)، برهان مهدوی بر عدم تعیین امام به دست مردم، حیات معقول ثمرة معرفت به امام(ع)، معیار زندگی جاهلانه، حیات و مرگ جاهلی در فرهنگ وحی، حیات انسان از دیدگاه قرآن، مراتب و نشانه‌های حیات عقلی، توقف شناخت امامت بر نبوت و فهم نبوت بر ادراک توحید، معرفت امام، بهترین راه مسلمان مردن، مفهوم واقعی معرفت امام، معرفت ثمر بخش و شناخت بی ثمر، حیات خداپسند در گرو معرفت امام، امامت نیاز بشر و نعمتی الهی، ملاک نیاز به پیامبر و امام، امامت منت و لطف همیشگی خدا.

فصل دوم: امامت خاص: استمرار ولایت از ابراهیم(ع) تا امام زمان(ع)، نیل همه فرزندان صالح ابراهیم(ع) به امامت، بشارت ائمه به وجود مبارک ولی عصر(ع)، ظهور کلمه طیبه، شجره مبارک مهدوی، نیمه شعبان شب قدر اهل بیت(ع)، راز همتایی شب میلاد امام زمان(ع) با شب قدر، عید میلاد امام عصر(ع)، راه معرفت امام زمان(ع)، والاترین راه شناخت امام عصر(ع)، قرآن و عترت یک حقیقت و دو ظهور، جلوه‌هایی از هماهنگی قرآن و عترت، امام معصوم پیشوای عقاید و اخلاق و اعمال، امام معصوم شاهد اعمال، ولای خاندان عصمت رکنی دینی، دشواری ادراک امام عصر(ع) و راه تسهیل آن، امام عصر(ع) مظهر «نور السّموات و الأرض»، مهدی(ع) سزاوارترین فرد به ابراهیم(ع)، خاتم اوصیا وارث منحصر به فرد کمالات، امام عصر(ع) مظهر علم و قدرت الهی، تأثیر صاحبان نفس، ظهور اسم هادی در وجود مهدی(ع)، هدایت دل‌ها به دست امام عصر(ع)، ولی عصر(ع) همسفر سالکان، قائد قافله عشق، آینه مهر و قهر، مهدی(ع) عامل تحقق دین الهی،...

بخش دوم: انتظار

فصل یکم: شعاع آفتاب: مطلق یا نسبی بودن غیبت امام عصر(ع)، حکمت و چرایی غیبت، اسرار غیبت، چگونگی بهره بردن از امام در این دوران، ضرورت نیابت در عصر غیبت، پندار واگذاری دفاع از دین به امام عصر(ع)، دعای امام صادق(ع) راهی بر اثبات ولایت فقیه، انقلاب اسلامی آینة انقلاب مهدوی...
فصل دوم: حقیقت انتظار: انتظار فرج، انتظار در مکتب اهل بیت(ع)، شرایط تحقق حقیقت انتظار، بهترین راه برترین انتظار...
فصل سوم: منتظر: برتری انتظار فرهیختگان، مراحل کمالی منتظران، رهیدن منتظران از ناامیدی، فضائل منتظران....
فصل چهارم: انتظار، ابعاد و تکالیف: آثار انتظار، تکالیف منتظران، ارتباط با امام عصر(ع) و ضرورت و چگونگی آن، وظایف شخصی منتظران، وظایف گروه‌ها

بخش سوم: از ظهور تا مدینه فاضله مهدوی(ع)

فصل نخست: ... تاظهور آفتاب: ضرورت ظهور، آثار عمومی ظهور، گاه قیام قائم، سیمای عمومی عصر ظهور، برخی رخدادهای هنگام ظهور
فصل دوم:دولت کریمه مهدوی: روزهای خوش فرج، از ظهور تا پیروزی، بهار دل‌انگیز قلوب، هندسه مدینه مهدوی، ویژگی‌های آرمانشهر مهدوی، کمال عقل نظری و عملی در حکومت مهدوی، جلوة بی‌نظیر دینداری در حکومت مهدوی(ع).


  • سودای روی دوست
  • نویسنده: مرتضی آقاتهرانی
  • ناشر: احمدیه و مؤسسة آموزش و پژوهش امام خمینی(ره)

قرن‌هاست که از غیبت امام عصر(ع) می‌گذرد و بسیاری در اشتیاق جانان، جان به لب رسانده‌اند. گاه، چون علی بن مهزیار فوز دیدار نصیبشان گشته و گاه تا پایان عمر در حسرت دیدار باقی مانده‌اند. برای بسیاری این سؤال وجود دارد که چگونه می‌توان چنین افتخاری یافت و به پیشگاه آن امام همام ـ علیه افضل التحی[ و الثناء ـ باریافت. پاسخ این پرسش را در تشرفات خوشبختان می‌توان یافت، که در تشرفات امثال ابن مهزیار و پیرمرد قفل‌ساز به صراحت این مطلب بیان شده که آن حضرت مدت‌هاست که درانتظار دیدار شیعیان خویشند و لازم نیست برای دیدار خود را دچار زحمت و تکلف کنیم همین قدر که خانه دل را در خور میهمان جاروب کردیم آن میهمان عزیز مرحمت نموده و به کلبه وجود ما قدم می‌نهند. هرچه کاستی است از ماست و اگر بی توفیق گشته ایم ثمرة بدیهی روشی است که برای زندگی برگزیده ایم.

کتاب سودای روی دوست اثری است آموزشی و عملی برای چگونه جاروب کردن خانه و مهیای میهمانی کردن آن، به قلم حجت الاسلام والمسلمین مرتضی آقاتهرانی، که توسط دو انتشارات احمدیه و نیز مؤسسة آموزشی پژوهشی امام خمینی به بازار نشر ارائه شده است. در این کتاب می‌خوانیم:

فصل اوّل: مقدمه و کلیات

نام و القاب امام زمان(ع)، معرفی اجمالی ایشان، ارتباط، انواع و اشکال ارتباط، آثار و برکات ارتباط، انتظار، ویژگی منتظران، امکان دیدار، نفی نیابت، انواع دیدار، برکات دیدار

فصل دوم: علل و عوامل زمینه ساز دیدار

بخش اوّل: عواملی که درباره خداوند باید مراعات شود؛ راه یابی به قلمرو ایمان و تقوا، تحصیل ورع، محاسن اخلاق و رضایت الهی، تحصیل رضایت اهل بیت(ع)، اتصال با قرآن
بخش دوم: عواملی که باید دربارة امام زمان(ع)رعایت گردند؛ ذکر و یاد مداوم آن حضرت، اهدای صلوات به ایشان، پرداخت صدقه برای سلامتی ایشان، حضور در اماکن مقدسه، دعا به ساحت امام زمان(ع)، توسل به ایشان و استمداد از آن حضرت، عریضه نویسی، تقدیم هدیه، مهر و محبت به ایشان، تلاش برای زنده داشتن امر امامت، نرنجاندن خاطر شریف امام
بخش سوم: عواملی که سالک دربارة خود باید مراعات کند؛ تلاش برای معرفت امام، الگوگیری از امام(ع) در تقوا و دینداری، از خود گذشتگی و استقامت در راه رسیدن به ساحت مقدس امام(ع)، توجه به حاضر و ناظر بودن ایشان

فصل سوم: موانع دیدار امام زمان(ع)

ـ موانع شناختی: نداشتن فهم دقیق از دین، جهالت و افراط و بی ثباتی در دین
ـ موانع اخلاقی ـ رفتاری: هواپرستی، دنیازدگی، پابندنبودن به عهد و ایمان، گناه و خطا، انحراف در جمع مال، قطع رحم، کوتاهی در پرداخت سهم امام(ع)

فصل چهارم: سالکان مخلص و عنایات خاص حضرت ولی عصر(ع)

ـ برعهده گرفتن ولایت سالک: معنای ولایت، تجلی ولایت در نبوت و امامت، مراتب ولایت، آثار ولایت، راهکار تحصیل ولایت امام(ع)ـ تربیت و تزکیة شخص سالک

یک زندان مخفی سازمان سیا در لهستان فاش شد

وجود یک مرکز دیگر بازجویی سازمان جاسوسی آمریکا توسط یکی از مقامات بلندپایه لهستانی افشا شد.

به گزارش فارس به نقل از شبکه خبری "راشاتودی"، یک مرکز بازجویی سازمان سیا که به "سایت سیاه" معروف است پس از آن افشا شد که یکی از مقامات بلندپایه لهستانی درباره این محل محرمانه در شرق اروپا اطلاعاتی را اذعان کرد.
بر اساس این گزارش، "زبیگنیو سیمیاتکواسکی" رئیس سابق سرویس اطلاعاتی لهستان متهم به دست داشتن در تاسیس یک زندان مخفی سیا در محلی دور افتاده در این کشور شده است.
گفته می‌شود زندانیان خارجی در این مرکز بازجویی مورد شکنجه قرار می‌گرفته‌اند.
راشا تودی گزارش داد که سیمیاتکواسکی از ارائه توضیح در این باره امتناع کرده و دلیل آن را قوانین محرمانه لهستان ذکر کرده است و با این وجود گزارش فوق را رد نکرده است.
سالهاست که مشارکت لهستان در زندان‌های مخفی سیا در رسانه‌ها مطرح می‌شود و مقامات لهستانی آن را رد می‌کنند.
با این همه سازمان ملل و شورای اروپا اعلام کرده‌اند مدارکی مبنی بر جود این زندان‌ها در اختیار دارند.
تحقیقات رسمی درباره زندان‌های مخفی سیا در لهستان در سال 2008 یعنی یک سال بعد از روی کار آمدن "دونالد تاسک" نخست وزیر لهستان آغاز شد.
تاسک، پس از اینکه رسانه‌های این کشور اطلاعاتی را درباره زندان‌های مخفی سازمان سیا در این کشور، منتشر کردند؛ خواستار رازداری درباره تحقیقات انجام شده در رومانی از زندان‌های مخفی سازمان سیا شد.