درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

مصر مرکز تبلیغات جهانی امام مهدی

منابع ما ( شیعى ) از امیر مؤمنان(علیه السلام) روایت کرده اند که فرمود : منبرى در مصر خواهم ساخت و دمشق را سنگ سنگ خراب خواهم کرد . یهودیان را از مناطق عربى بیرون و عرب را با این عصایم ادب خواهم کرد .


منابع ما ( شیعى ) از امیر مؤمنان(علیه السلام) روایت کرده اند که فرمود : منبرى در مصر خواهم ساخت و دمشق را سنگ سنگ خراب خواهم کرد . یهودیان را از مناطق عربى بیرون و عرب را با این عصایم ادب خواهم کرد .

راوى ( عبایه اسدى ) مى گوید که عرض کردم : اى امیر مؤمنان ! گویا مى فرمایى که پس از شهادتت زنده مى شوى ! فرمود : هیهات ، اى عبایه ! سخنم را نفهمیدى و ذهنت جاى دیگر رفت ! مردى از نسل من آن را انجام مى دهد ، یعنى مهدى(علیه السلام). معانى الاخبار /406 ; ایقاظ /385 ; بحار 53/60 .

این حدیث دلالت دارد که مهدى(علیه السلام) پس از نبردى ویرانگر با سفیانى ، دمشق را اشغال مى کند و یهودیان را که در زمان ایشان در مناطق عربى پراکنده اند ، از آنجا بیرون مى راند و مصر را مرکز تبلیغات جهانى مى کند . روایت بعدى مى افزاید که مهدى(علیه السلام)وارد مصر مى شود و اهالى به پیشواز ایشان مى روند .

در مختصر البصائر  آمده است : على(علیه السلام) در یکى از خطبه هایش مهدى را توصیف کرد و فرمود : « صدیق اکبر با پرچم هدایت روانه مى شود . . . آن گاه به مصر مى رود و بر فراز منبر براى مردم خطبه مى خواند . زمین به عدالت بشارت مى دهد ، آسمان باران مى بارد ، درختان میوه مى دهد ، زمین سرسبزى اش را مى رویاند و براى زمینیان زیبا مى شود . حیوانات وحشى در امان مى مانند ، تا آن حد که مثل چارپایان در گوشه و کنار زمین مى چرند . نور علم و دانش در دل مؤمنان افکنده مى شود و مؤمنى به دانش برادرش نیاز پیدا نمى کند . آن روز تأویل این آیه است : « خدا هر یک را از گشایش خود بى نیاز گرداند و خدا گشایشگر حکیم است » ( نساء/ 130 ) ر.ک : بشارة الاسلام /71

روایتى وجود دارد که بیانگر گنج ها و انباشته هایى از دانش و غیره براى مهدى در دو هرم مصر است .

صدوق در کمال الدین به نقل از احمد بن محمد شعرانى (از فرزندان عمار یاسر) از محمد بن قاسم مصرى آورده است که ابن احمد بن طولون ، هزار کارگر را به مدت یک سال براى جستجوى درِ هِرَم به کار گرفت ، تا آن که صخره مرمرینى یافت که دیوارى پشت آن بود ولى نتوانست آن را خُرد کند . اسقفى از حبشه نوشته روى صخره را خواند که از زبان یکى از فرعون ها نوشته شده بود : اهرام و کاخ هاى خارج از شهر را ساختم و دو هرم بنا نهادم و گنج ها و انباشته هایم را در آن جا پنهان کردم. ابن طولون گفت: در این باره جز قائم آل محمد(علیه السلام) احدى نمى تواند کارى کند ! سپس تخته سنگ را به همان جایى که بود برگرداند .

نقاط ضعفى در روایت وجود دارد که احتمالا به علت مطالبى است که برخى راویان به آن افزوده اند ، اما نقاط قوّت قابل توجهى هم دارد .

ابن حماد در کتابش ( الفتن ) روایاتى از « کعب » و دیگران درباره ارتباط مصر با رخدادهاى پس از خروج سفیانى و ورود اهالى غرب به مصر و شام بیان کرده است ، اما آنها روایات غیر مستند هستند که حتى اگر هم صحیح باشند ، منطبق با ورود لشکر مغرب فاطمى به مصر و شام است . ابن حماد از عمار بن یاسر مى گوید : نشانه ظهور مهدى(علیه السلام) آن است که ترکان بر شما یورش مى آورند و خلیفه شما که اموال را جمع آورى مى کند ، مى میرد و جانشین ضعیفى قرار مى دهد که پس از دو سال بیعت با وى ، خلع و برکنار مى شود . همچنین قسمت غربى مسجد دمشق ، فرو مى ریزد و سه نفر در شام قیام مى کنند ، و نیز اهالى مغرب به سوى مصر خروج مى کنند ، که حکومت سفیانى است . ابن منادى /44 و سنن دانى /78

ابن حماد  به نقل از ارطاة مى گوید : وقتى ترک ها و رومیان جمع شوند و قریه اى در دمشق و دیوار غربى مسجد دمشق فرو ریزد ، در شام سه پرچم برافراشته مى شود ، ابقع(1) ، اصهب(2) و سفیانى . مردى دمشق را محاصره
مى کند اما وى و همراهانش کشته مى شوند . دو مرد از فرزندان ابو سفیان شورش مى کنند که دومى پیروز مى شود . وقتى پشتیبانان « ابقع » از مصر مى رسند ، سفیانى با سپاهش به رویارویى با آنها برمى خیزد و آن قدر ترک ها و رومیان را در «قرقیسیا» مى کشد که درندگان زمین از گوشتشان سیر مى شوند .

طوسى هم از همین نوع حدیث را در الغیبه /278 به همان سند از ابن حماد به نقل از عمار یاسر آورده است که دولت خاندان پیامبر شما در آخر الزمان خواهد بود و ظهورش نشانه هایى دارد . زمانى که این علائم ظاهر شد ، در جاى خود بنشینید و هیچ کارى نکنید تا آن نشانه ها بگذرد : وقتى که روم و ترک به شما حمله کردند و لشکرها آراستند ، و خلیفه شما ( مسلمانان ) که کارش جمع آورى اموال بود ، جان داد و مردى درستکار به جاى او نشست ، و چند سال پس از بیعتش از خلافت برکنار شد . نابود کننده دولت آنها از همان منطقه اى است که دولت شان در روز نخست به وجود آمد .(3) آن گاه روم و ترک به جان هم مى افتند و جنگ هاى زیادى روى مى دهد . در آن موقع کسى از قلعه دمشق صدا مى زند : واى بر ساکنان زمین از شرى که نزدیک است ! سمت غربى مسجد دمشق به زمین فرو مى رود و دیوارش فرو مى ریزد . سه نفر در شام قد عَلَم مى کنند و هر سه خواهان سلطنت هستند . یکى از آنها ابقع ( آبله رو ) دیگرى اصهب ( سرخ و سفید ) و سومى از خاندان ابو سفیان است . وى از نهر کلب ]محلى میان بیروت و صیدا[ مى آید و مردم را در دمشق حاضر مى کند و غربیان به مصر حمله مى آورند. ورود آنها به مصر ، نشانه آمدن سفیانى است .
این روایت ، به وضوح بر جنبش فاطمیون مطابقت دارد اما برخى راویان با روایت سفیانى آن را اشتباه گرفته اند ، بنابراین نمى توان ثابت کرد که سفیان رابطه و کششى به مصر دارد . روایات دیگرى هم از مصر در عصر ظهور سخن مى گوید اما یا مستند نیست و یا مربوط به رخدادهایى است که اتفاق افتاده و گذشته است ; مانند روایات بحران اقتصادى در حجاز به سبب منع واردات مواد غذایى از مصر ; اگر این روایت صحیح باشد ، به سده هاى نخستین مربوط مى شود که مصر تأمین کننده مواد غذایى حجاز بود اما راویان آن را با احادیث امام مهدى آمیخته اند . همچنین مانند روایت احمد 2/262 از ابوهریره که رسول خدا فرمود: عراق پیمانه قفیز و درهمش را منع مى کند، شام مُد و دینارش را ; مصر اِردب ]= پیمانه غلات[ و دینارش را و به سر جاى اولى برمى گردید که شروع کرده بودید ( سه بار فرمود ) ابو هریره مى گوید : گوشت و خون ابو هریره بر این مطلب گواهى است !
ملاحم ابن منادى/33 از ابوذر آورده است که پیامبر فرمود: پس از یک سلطان در مصر، مردى از بنى امیه مى آید ، اما بر حکومتش چیره مى شوند و آن را از وى مى گیرند . او به روم فرار مى کند و رومیان را به طرف مسلمانان مى کشاند ، و این نخستین نبرد است .

تهذیب ابن عساکر مى گوید : دیگران از ولید روایت کرده اند و ابونجم را بین حسان و ابوذر ، وارد کرده و در روایت افزوده است : مردى از بنى امیه در مصر خواهد بود .

ر.ک : الجامع الصغیر 2/63 از رویانى و ابن عساکر ; الحاوى 2/91 ; المعجم الأوسط 9/56 .
علاوه بر اشکال در سند ، این مطلب ، شاید رخدادى باشد که واقع شده و تمام گردیده است اما منافى فرمایش پیامبر نیست که فرمود : این نخستین نبرد است ، یعنى از جمله رخدادهاى مربوط به ظهور مهدى است .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ ابقع در چهره آبله دارد .
2 ـ اصهب ، نام شیر است و زردگون است .

3 ـ ابو مسلم خراسانى ، به وجود آورنده دولت بنى عباس و از خراسان بود . هلاکوخان نیز از خراسان است که بنى عباس را منقرض مى کند .

زکات چیست؟ و چرا در قرآن بیشتر به زکات تأکید شده تا به خمس؟

زکات به چه معنا است؟ چرا در قرآن بیشتر به زکات تأکید شده تا به خمس که شرایط عمومی‌‌‌تری دارد؟ آیا به این دلیل است که معنای زکات چیزی غیر از آن است که تا به حال می‌‌دانستیم؟ آیا دلیل دیگری دارد؟ اگر بگوییم در آن زمان، زکات نسبت به خمس عمومی‌‌تر بوده، پس این حقیقت که آیات قرآن برای تمامی دوران‌‌ها است از بین می‌‌رود! آیا اگر در قرآن بیان می‌‌شود «مؤمن واقعی کسی است که در حال رکوع زکات می‌‌دهد، پس کسانی که در حال رکوع زکات نمی‌‌دهند»؛ یعنی همه به جز امیرالمومنین علی(علیه السلام) مؤمن نیستند؟ از کجا مشخص می‌‌شود که آن انگشتر اهدایی همان مالی بوده که زکات نام گرفته در حالی‌که زکات به آن معنایی که ما می‌‌شناسیم، باید محاسبه و بعد پرداخت شود، پس چطور دقیقاً همان انگشتر، زکات مال شده است؟ چرا خمس یا قسمتی از آن نشده است؟ لطفاً با دلیل و مدرک و مرجع پاسخ دهید.

 «زکاة» در لغت، به دو معنا آمده است: یکى رشد و نموّ و دیگرى پاکى. کلمه «زکات» به سهمی اطلاق می‌شود که انسان مؤمن از مال خود خارج می‌کند و به فقرا می‌دهد، به این دلیل است که در پرداخت آن، امید رشد و افزایش مال همراه با خیرات و برکات را دارد، و موجب تزکیه و پاکى روح پرداخت کننده می‌شود.معناى زکات به کار رفته در آیات کریمه قرآن گسترده است، در حالى‌که معناى خمس یک چیز بیشتر نیست.

آیاتی که درباره زکات در قرآن کریم آمده است؛ همه مربوط به زکات واجب اصطلاحی فقهی نیست؛ بلکه زکات با معانی متفاوت و همراه با عناوین مختلف ذکر شده است؛ مانند زکات واجب، زکات به معنای انفاق و صدقه مستحبی، زکات به معناى پاکى. اگرچه اکثر آیات مربوط به زکات در مورد زکات مال - اعم از واجب یا مستحب- است. همچنین باید در نظر داشت که در صدر اسلام «زکات‏» در معناى لغوى (انفاق مال) به کار می‏رفته، نه در خصوص زکات‏ واجب‏.
اما باید دانست که هرکدام از این‌دو منبع اقتصادی و عبادی جامعه اسلامی، جایگاه ویژه خود را دارند و بر اساس مصلحت‌ها و منفعت‌هایی در مواردی واجب و در مواردی مستحب قرار داده شده‌اند.

پاسخ تفصیلی
اصل کلمه «زکاة» به معناى رشد و نموّى است که از برکت الهى در چیزهاى دنیوى و اخروى حاصل می‌شود.[1] کلمه «زکات» به سهم الهى که انسان مؤمن از مال خود خارج می‌کند و به فقرا می‌دهد، اطلاق می‌شود. به این دلیل است که در پرداخت آن، امید رشد و افزایش مال همراه با خیرات و برکات دارد، یا موجب تزکیه و پاکى روح پرداخت کننده می‌شود و یا از هر دو جنبه است؛ زیرا هر دو فایده در پرداخت زکات وجود دارد.[2] بنابراین، «زکات» در لغت، به دو معنا آمده است: یکى رشد و نموّ و دیگرى پاکى.[3]

بر اساس معنای لغوی و عام، هر چیزى زکاتى دارد. امیرالمومنین علی(علیه السلام) می‌فرماید: «زکات بدن؛ جهاد و روزه گرفتن است. زکات جاه و مقام؛ بذل و بخشش، زکات جمال و زیبایى؛ عفت و عصمت خواهد بود. زکات سلطه و قدرت؛ نجات افراد اندوهگین، زکات شجاعت؛ جهاد فى سبیل اللّه است. زکات صحت و سلامتى؛ کوشش در اطاعت پروردگار و زکات پیروزى؛ احسان خواهد بود. زکات علم آن است که آن‌را نشر دهى و خود را به انجام آن وادار کنى ... زکات قدرت؛ انصاف است...».[4]

زکات در قرآن
در قرآن کریم؛ آمدن «زکات» در کنار «صلاة» نشان آن است که رابطه با خداوند متعال از طریق نماز حاصل شده و رابطه با مخلوق خداوند از راه اداى زکات برقرار می‌شود. همراهى این‌دو به جهت اهمیت ویژه آنها است؛ زیرا نماز در آیات قرآن کریم و روایات اسلامى از جایگاه خاصى برخوردار است و زکات نیز در دین اسلام در بُعد اقتصادى و اجتماعى و ... بسیار اهمیت دارد و ذکر زکات در کنار نماز نشانه جامعیت اسلام و همه جانبه‌نگرى دین مقدس اسلام است.

اما باید توجه داشت آیاتی که درباره زکات در قرآن کریم آمده، همه مربوط به زکات واجب اصطلاحی فقهی نیست؛ بلکه زکات با معانی متفاوت و همراه با عناوین مختلف ذکر شده است؛ مانند زکات واجب،[5] زکات به معنای انفاق و صدقه مستحبی،[6] زکات به معناى پاکى.[7]  اگرچه اکثر آیات مربوط به زکات در مورد زکات مال - اعم از واجب یا مستحب-[8] است.

همچنین باید در نظر داشت که در صدر اسلام «زکات‏» در معناى لغوى (انفاق مال) به کار می‏رفته، نه در خصوص زکات‏ واجب‏. علامه طباطبایی(ره) در ذیل آیه شریفه «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ»؛[9] (بر اساس روایات متعددى از منابع شیعه و منابع اهل تسنن، این آیه شریفه در شأن امیرالمومنین علی(علیه السلام) نازل شده است)، می‌گوید: «اگر مى‏‌بینید امروز وقتى زکات گفته می‌‌شود ذهن منصرف به زکات واجب شده و صدقه به ذهن نمی‌‌آید، نه از این جهت است که بر حسب لغت عرب صدقه، زکات نباشد، بلکه از این جهت است که در مدت هزار و چند سال گذشته از عمر اسلام، متشرعه و مسلمانان زکات را در واجب به کار برده‌‌اند، و گرنه در صدر اسلام زکات به همان معناى لغوى خود بوده است. و معناى لغوى زکات، اعم است از معناى مصطلح آن (زکات واجب فقهی)، و صدقه و انفاق مستحبی.

در حقیقت زکات در لغت، مخصوصاً اگر در کنار نماز قرار گیرد، به معناى انفاق مال در راه خدا و مرادف آن است، همان‌‌طور که همین مطلب از آیاتى که احوال پیامبران گذشته را حکایت می‌کنند به خوبى استفاده می‌شود، مانند این آیه که در باره حضرت ابراهیم و اسحاق و یعقوب می‌فرماید: «وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِیتاءَ الزَّکاةِ»[10] و راجع به حضرت اسماعیل می‌فرماید: «وَ کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ وَ کانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا»[11] و درباره حضرت عیسى(علیه السلام) در گهواره می‌فرماید: «وَ أَوْصانِی بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ ما دُمْتُ حَیًّا».[12] ناگفته پیداست که در شریعت ابراهیم و یعقوب و اسماعیل و عیسى(علیه السلام) زکات به آن معنایى که در اسلام است نبود.[13]

همچنین در قرآن می‌خوانیم: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّى وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى»،[14] و «الَّذِینَ لا یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ کافِرُونَ»،[15] و «وَ الَّذِینَ هُمْ لِلزَّکاةِ فاعِلُونَ»[16] و آیات دیگرى که در سوره‏هاى مکى و مخصوصاً سوره‏هایى که در اوایل بعثت نازل شده مانند سوره «حم سجده» و امثال آن. چه این سوره‌ها وقتى نازل شدند که اصولاً زکات به معناى معروف و مصطلح فقهی هنوز واجب نشده بود، و لابد مسلمانان آن روز از کلمه زکاتى که در این آیات است، چیزى می‌فهمیده‌اند، بلکه این آیه مربوط به زکات: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ»[17] دلالت دارد بر این‌که زکات مصطلح یکى از مصادیق صدقه است، و از این جهت آن‌را زکات گفته‌اند که صدقه است، و چون صدقه پاک کننده است، زکات هم از تزکیه و به معناى پاک کردن است.[18]در قرآن کریم با این‌که پرداخت زکات به عنوان یک واجب مالى مورد تأکید قرار گرفته، اما به طور مشخص موارد وجوب آن معیّن نشده است و موارد وجوب آن در روایات بیان شده است.

مقایسه زکات با خمس
پرداخت زکات و خمس و دیگر انفاق‌هاى واجب و مستحب، از تکالیف اقتصادی مسلمانان است. ادای این وظایف مالی، افزون بر آثار سازنده اخلاقى، نقش مهمى در توزیع و تعدیل ثروت میان افراد جامعه و برقرارى عدالت اجتماعى دارند. اما هر کدام از خمس و زکات از جهت موارد تعلّق، شرایط وجوب و مصرف با هم تفاوت دارند.

در فقه اسلامی؛ «خمس» عبارت است از یک پنجم اموال انسان که باید از درآمد و مازاد بر مخارج خود با شروط خاصى که در فقه بیان شده، پرداخت شود و آن حقّى است که خداوند براى پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) و امام معصوم(علیهم السلام) قرار داده تا مستمندان از خاندان آن بزرگواران به جاى زکات مصرف و نیازمندی‌هاى خود را با آن تأمین کنند. خمس به دو قسم تقسیم می‌شود: نیمى از آن، سهم امام است که باید توسط حاکم اسلامى در مصالح اسلام و مسلمانان هزینه گردد و نیم دیگر آن، سهم سادات است.[19] خمس به مواردی با شرایط ویژه تعلّق می‌گیرد.[20]

در فقه اسلامى، زکات عبارت است از: حقّ واجبى که به بخشى از اموال برخی افراد غنیّ و ثروت‌مند جامعه تعلق می‌گیرد و باید به نفع فقرا براى صرف در مصالح عمومى پرداخت شود.[21] اغنیا با دادن زکات، از صفات زشتى مانند حرص و بخل (تا اندازه‌اى) پاک می‌گردند و اموالشان نیز با خیر و برکت دنیوى و اخروى، رشد و نموّ خواهد کرد. همچنین از دیدگاه فقها، اصل وجوب زکات از ضروریات و ارکان دین مقدس اسلام است.[22]
آثار زکات
زکات دارای آثار زیادی است؛ مانند این که امیرالمومنین علی(علیه السلام) به نقل از پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) می فرماید: «زکات، پُل اسلام است هر کس آن‌را بپردازد از پُل عبور کرده و هر کس آن‌را نپردازد در زیر آن پُل زندانى می‌شود، و زکات خشم پروردگار را فرو می‌نشاند».[23]

نتیجه
1. معناى زکات به کار رفته در آیات کریمه قرآن گسترده است، در حالى‌که معناى خمس یک چیز بیشتر نیست. اما هرکدام از این دو منبع اقتصادی و عبادی جامعه اسلامی جایگاه خویش را دارند و بر اساس مصلحت‌ها و منفعت‌هایی در مواردی واجب و در مواردی مستحب هستند.

2. درباره علت کثرت آیات زکات –واجب و مستحب- نسبت به خمس، می‌توان گفت: موارد مصرف زکات نسبت به خمس بیشتر است؛ لذا تأکید بیشترى بر مسئله زکات و پرداخت آن شده است؛ زیرا زکات، حکمی است که دایره مصرف آن، شامل تمام افراد جامعه اسلامی (و در برخی از موارد غیر مسلمانان) است و حتی انفاق و صدقات مستحبی شامل سادات هم می‌شود،[24] ولی دایره شمول مصرف خمس محدودتر است و شامل همه افراد جامعه اسلامی نمی‌شود، بلکه در مقابل زکات واجب که برای بنی‌هاشم حرام می‌باشد و آنها حق استفاده از آن‌را ندارند، بخشی از آن برای فقرا و مستمندان آنان اختصاص دارد و نیز سهمی از آن مخصوص امام(علیه السلام) است که در عصر غیبت فقیه جامع شرایط در رفع احتیاجات جامعه و هر کمک اقتصادی که رضایت امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه) در آن است، مصرف می‌کند.درباره بخش مربوط به زکات دادن امیرالمومنین علی(علیه السلام) «زکات دادن امیرالمومنین علی(علیه السلام) در حال نماز»، سؤال 931 را مطالعه کنید.

[1]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق: داودی، صفوان عدنان، ص 380، دارالعلم‏، الدار الشامیة، دمشق، بیروت، چاپ اول، 1412ق.

[2]. همان، ص 381.

[3]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج 14، ص 358، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع، بیروت، چاپ سوم، 1414ق.

[4]. محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 7، ص 46، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، 1408ق؛ ر.ک: لیثی واسطی، علی، عیون الحکم و المواعظ، محقق و مصحح: حسنی بیرجندی، حسین، ص 275، دار الحدیث، قم، چاپ اول، 1376ش.‏

[5]. بقره، 177: «نیکى (و نیکوکار) کسى است که به خدا، و روز رستاخیز، و فرشتگان، و کتاب (آسمانى)، و پیامبران، ایمان آورده و مال (خود) را، با همه علاقه‌اى که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق می‌کند نماز را برپا می‌دارد و زکات را می‌پردازد و (همچنین) کسانى که به عهد خود -به هنگامى که عهد بستند- وفا می‌کنند و در برابر محرومیت‌ها و بیماری‌ها و در میدان جنگ، استقامت به خرج می‏دهند اینها کسانى هستند که راست می‏گویند و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است) و اینها هستند پرهیزکاران!»؛ توبه، 103: «از اموال آنها صدقه‌اى(به عنوان زکات) بگیر، تا به وسیلۀ آن، آنها را پاک سازى و پرورش دهى! و(به هنگام گرفتن زکات،) به آنها دعا کن؛ که دعاى تو، مایۀ آرامش آنهاست؛ و خداوند شنوا و داناست!».

[6]. روم، 39: «آنچه را به عنوان زکات می‌پردازید و تنها رضاى خدا را می‌طلبید (مایه برکت است و) کسانى که چنین می‌کنند داراى پاداش مضاعفند». منظور از زکات در این آیه هر گونه صدقه‌ای را شامل می‌شود؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 16، ص 185، دفتر
انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، 1417ق.

[7]. کهف، 81: «از این رو، خواستیم که پروردگارشان به جاى او، فرزندى پاک‌تر و بامحبت‏تر به آن دو بدهد!»؛ مریم، 13: «و رحمت و محبّتى از ناحیه خود به او بخشیدیم، و پاکى (دل و جان)! و او پرهیزگار بود».

[8]. ر.ک: «موارد تعلّق زکات واجب و مستحب»، سؤال 9422.

[9]. مائده، 55: «سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‌اند همانها که نماز را برپا می‌دارند، و در حال رکوع، زکات می‌دهند».

[10]. انبیاء، 73: «ما وحى کردیم به آنان کارهاى نیک و نماز خواندن و زکات دادن را».

[11]. مریم، 55: «اسماعیل چنان بود که همواره اهل خود را به نماز و زکات توصیه می‏کرد و در نزد خداوند پسندیده بود».

[12]. مریم، 31: «و خداى من به من دستور داد که تا زنده‏ام نماز و زکات را ترک نکنم».

[13]. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص 10، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، 1417ق.

[14]. اعلى، 15: «به تحقیق رستگارى یافت آن که تزکیه کرده و به یاد خدایش افتاده نماز گزارد».

[15]. فصلت، 7: «آنان که زکات را نمی‏پردازند، و آخرت را منکرند».

[16]. مؤمنون، 4: «آنهایى که دستور زکات را انجام می‏دهند».

[17]. توبه، 103.

[18]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص 10 – 11.

[19]. ر.ک: «سهم امام»، سؤال 8419؛ «پرداخت خمس و اجازۀ مراجع»، سؤال 690.

[20]. ر.ک: «چیستی خمس و موارد تعلق آن»، سؤال 19664.

[21]. ر.ک: مشکینی، میرزا علی، مصطلحات الفقه، ص 280 – 281، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.

[22]. علامه حلّی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج 5، ص 7 – 8، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، بی‌تا؛  محدث بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، محقق و مصحح: ایروانی، محمد تقی، مقرم‌، سید عبد الرزاق، ج 12، ص 8، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، 1405ق؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ج 1، ص 311، مؤسسه مطبوعات دار العلم، قم، چاپ اول، بی‌تا؛ حسینی سیستانى، سید على، منهاج الصالحین، ج 1، ص 351، انتشارات دفتر حضرت آیة الله سیستانى، قم، چاپ پنجم، 1417ق.

[23]. «الزَّکاةُ قَنْطَرَةُ الْاسْلامِ فَمَنْ ادَّاها جازَ الْقَنْطَرَةَ وَ مَنْ مَنَعَهَا احْتَبَسَ دُوْنَها وَ هِىَ تُطْفِى‏ءُ غَضَبَ الرَّبِّ»؛ شیخ طوسی، الامالی، ص 522، دار الثقافة، قم، چاپ اول، 1414ق.

[24]. ر.ک: «موارد مصرف صدقه و حرمت دادن صدقه به سید»، سؤال 2981.

منبع: اسلام کوئست

شش خصلت زیبا در کلام امام جواد(علیه السلام)

امام جواد (علیه السلام): سه چیز است که هرکس دارا باشد پشیمان نمى شود :پرهیز از عجله و شتاب، مشورت در کارها و توکل بر خدا وقتى تصمیم به انجام کارى گرفتی.

به گزارش موعود جوادالائمه امام محمد تقی (علیه السلام) فرمودند: سه چیز است که اگر در کسى باشد سبب خوشنودى خداست: * زیاد استغفار کردن * همنشینى خوب *  و زیاد صدقه دادن
و سه چیز است که هرکس دارا باشد پشیمان نمى شود : * پرهیز از عجله و شتاب * مشورت در کارها * و توکل بر خدا وقتى تصمیم به انجام کارى گرفتی.

متن حدیث:
قالَ الْجَوادُ علیه السلام: ثَـلاثٌ یَبْلُغْنَ بِالْعَبْدِ رِضْوانَ اللّه ِ تَعالى: کِثْـرَةُ الاْءسْتِغفـارِ وَلِینُ الْجانِبِ وَکَثْرةُ الصَّدَقَةِ. وَثَـلاثٌ مَنْ کُنَّ فیهِ لَمْ یَنْـدَمْ: تَرْکُ الْعَجَلةِ وَالمْشَوَرَةِ وَالتَّوَکُّلِ عَلىَ اللّه ِ عِنْدَ الْعَزْمِ.

«الفصول المهمه، صفحه 275»

انفجار تروریستی در «سامرا»

لحظاتی پیش، انفجار تروریستی علیه نیروهای شورای بیداری در «سامرا» چند تن کشته و زخمی شدند و 17 خودرو نیز به آتش کشیده شدند.

به گزارش موعود انفجار تروریستی چند لحظه پیش در شهر «سامرا» نیز دست‌کم 6 کشته و زخمی برجای گذاشت.بر اساس این گزارش، در این انفجار تروریستی، یک تجمع وابسته به نیروهای شورای بیداری عراق هدف قرار گرفته بودند. در نتیجه این حمله تروریستی نیز، علاوه بر کشته و زخمی شدن چند تن از این نیروها، دست‌کم 17 دستگاه خودرو نیز به آتش کشیده شد.

منبع: فارس به نقل از البغدادی

انفجار در منطقه مقدس "کاظمیه"

تلویزیون عراق از انفجار در منطقه مقدس "کاظمیه" خبر داد.

به گزارش موعود بر اساس این انفجار تروریستی با استفاده از یک خودروی بمبگذاری شده در منطقه مقدس "کاظمیه" در شمال بغداد روی داده است.هنوز گزارشی از تلفات و خسارات احتمالی این حمله تروریستی منتشر نشده.حرم مطهر امام موسی کاظم و امام جواد (علیهم السلام) در منطقه کاظمیه قرار دارد.

از سوی دیگر خبرنگار شبکه العالم از مجروح شدن 6 نفر بر اثر انفجار داخل بازاری در منطقه "الشعله" در شمال بغداد خبر داد.شمار قربانیان انفجار دو خودروی بمبگذاری شده نزدیک رستوران و پارکینگی در شهر بصره (جنوب عراق) نیز به 13 کشته و 25 مجروح رسید.

خبرنگار العالم همچنین گزارش داد، انفجار خودروی بمبگذاری شده در منطقه "الکمالیه" در شرق بغداد 7 کشته و 13 مجروح بر جا گذاشت.علاوه بر "الکمالیه"، ساکنان مناطق "الشعله" و "الزعفرانیه" بغداد نیز امروز شاهد انفجار 2 خودروی بمبگذاری شده بودند.