درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

درانتظارمنجی

درانتظارباران نیست آنکه بذری نکاشته

قبیله خشونت

محمّد بن‌عبدالوهّاب که به کمک استکبار جهانی توانست فرقة انحرافی وهابیت را در اواخر قرن یازدهم بنیان نهد، با اعلام جهاد علیه مسلمانان و با نسبت دادن کفر، شرک و بدعت به آنان، اعراب بادیه‌نشین منطقه نجد را تحریک کرد و به کمک ابن‌سعود لشکرى فراهم ساخت، آنان با حمله به شهرها و روستاهاى مسلمان‌نشین، مردم را کشتند و اموال آنان را به‌عنوان غنایم جنگى غارت کردند[1] و با اشغال مکه و مدینه، منطقه نجد و ریاض را که اکثر مردم این شهرها سنی‌مذهب بودند، با خشونت تمام به خاک و خون کشیدند و با خون‌ریزی و غارت، حاکمیت خویش را تثبیت کردند.


این قبیله خشونت‌گرا در طول تاریخ بسیار روشن خود! برای رسیدن به اهداف توحیدی خویش! از هیچ اقدام خشونت‌آمیزی علیه امت اسلام فروگذاری نکردند. اگر کسی اطلاعاتی اندکی از تاریخ تشکیل این قبیله مسلمان‌ستیز و فتنه‌گر داشته باشد، به‌آسانی به عملکرد وحشتناک آنان علیه مسلمین اذعان می‌کند.

* برخی از خشونت‌های وهابیت در بلاد اسلامی

در این نوشته به بخشی ازخشونت‌ها و فتنه‌انگیزی‌های این فرقه انحرافی در کشورهای اسلامی به‌طور خلاصه می‌پردازیم:

1. حمله به نجد و اطراف ریاض

اولین مناطق مورد حمله ابن‌عبد‌الوهاب و لشکر محمد بن‌سعود، شهرهای منطقه نجد و اطراف شهر ریاض است که تقریباً تمام مردم این شهرها اهل‌سنت بودند. ابن‌بشر عثمان بن‌عبداللّه، مورخ مورد تأیید وهابیان، درباره آغاز دعوت وهّابیّت در منطقه نجد و کشت و کشتار مردم بى‏گناه به اتهام کفر، شرک و بدعت آنان مى‏نویسد:

عبدالعزیز همراه عدّه‏اى به قصد جهاد به سمت شهر «ثادق» حرکت کرد و آنان را به محاصره درآورد و بخشى از نخلستان‏هاى آنان را قطع کرد و تعدادى از مردم مسلمان این شهر را به قتل رساند و سپس به سمت «خُرج» حرکت کرد. آنان در منطقه «دُلَم» هشت نفر از مردان آنجا را به قتل رساندند و مغازه‏های پر از اموال را غارت کردند و آن‏گاه به سرزمین «نَعْجان»، «ثَرْمَدا»، «دُلَم» و «خُرْج» رفتند و عدّه‏اى را کشتند و شتران بسیارى را از شهرها به غنیمت گرفتند.

عبدالعزیز به قصد جهاد وارد «منفوحه» شد و محصولات زراعى آنان را به آتش کشید و بخش عظیمى از جواهرات، گوسفندان و شتران را به غنیمت گرفت و ده نفر را نیز به قتل رساند.[2]

ابن‌بشر در ادامه درباره حمله وهّابیان به منطقه حرمه و ریاض مى‏نویسد:

لشکر عبدالعزیز شبانگاه هنگام برگشت (از غارت این شهرها و به خاک و خون کشیدن مردم آنها) وارد منطقه حَرْمه شدند و پس از طلوع فجر به دستور عبداللّه، پسر عبدالعزیز، تیراندازان به‌صورت دسته‌جمعى به شهر تیراندازى کردند و صداى مهیب تیرها، شهر را به لرزه درآورد؛ به‌گونه‏اى‌که بعضى از زنان حامله سقط کردند و مردم به وحشت افتادند و شهر به محاصره درآمد و مردم شهر، نه توان مقاومت و نه امکان فرار از شهر را داشتند.

اهل ریاض، همة مردان و زنان و کودکان، با شنیدن حمله لشکر وهابی از ترس و وحشت، پا به فرار گذاشتند. از آنجا که این حمله در فصل تابستان بود، جمعیت زیادى بر اثر گرسنگى و تشنگى جان سپردند. وقتى عبدالعزیز وارد ریاض شد، دید جز اندکى از مردم، کسى در شهر نمانده، فراریان را دنبال کرد و عدّه‏اى را کشت و اموالى را که با خود داشتند، به غنیمت گرفت. به شرطه‏ها دستور داد که از خانه‏هاى خالى از صاحبانشان محافظت کنند و آن‏گاه تمام اموال، سلاح‏ها، مواد غذایى و وسایل خانه‏ها را به غنیمت گرفتند و غالب خانه‏ها و نخلستان‏ها را به تصرّف خود درآوردند.[3]

2. یورش به مناطق حجاز

2ـ1. حمله به طائف

سپاه وهابیان در ذی‏قعده سال 1217 به دستور عبدالعزیز به فرماندهی عثمان مضایفی به شهر طائف در دوازده فرسنگی مکه حمله کردند و به قتل‏عام مردم پرداختند. جمیل صدقی زهاوی و احمد بن‌زینی دحلان در مورد فتح طائف چنین می‏نویسند:

از زشت‏ترین کارهای وهابیان، قتل‏عام مردم بود که به کوچک و بزرگ رحم نکردند. طفل شیرخواره را روی سینه مادرش سر بریدند. جمعی را که مشغول فراگرفتن قرآن بودند، کشتند و چون در خانه‏ها کسی باقی نماند، به مغازه‏ها و مسجدها حمله کردند و هر کس را یافتند، حتی گروهی را که در حال رکوع و سجود بودند، کشتند؛ به‌حدی‌که تمام مردم این شهر را به خاک و خون کشیدند و شمار اندکی از پیرمردان و زنان باقی‌مانده را از شهر طائف اخراج کردند و به وادی وج بردند و در سرمای شدید، بدون غذا و لباس رها کردند. همچنین کتاب‏ها را که در میان آنها تعدادی قرآن و نسخه‏هایی از صحیح بخاری و مسلم و دیگر کتاب‏های فقه و حدیث بود، در کوچه و بازار افکندند و آنها را پایمال کردند. این واقعه در سال 1217ق رخ داد.[4]

2ـ2. حمله به مکه

سپاه وهابیان به فرماندهی امیر سعود، در هشتم محرم 1218 وارد مکه شد و آنجا را اشغال کرد. مردم مکه که پیشتر خبر جنایت وهابی‏ها را در طائف شنیده بودند، از تکرار آن فاجعه ترسیدند و سلطه او را پذیرفتند. آن‏گاه امیر سعود از آنان خواست که قبه‏ها و بارگاه‏هایی را که بر قبور ساخته‏اند، با دست خود ویران کنند. ازاین‏رو وهابی‏ها همراه جمع زیادی از مردم، با بیل و کلنگ به سمت گورستان جنّة‌المعلّی رفتند و گنبدهای زیادی از جمله قبور ابوطالب، عبدالمطلب، خدیجه، فرزندان پیامبر و نیز گنبدِ زادگان پیامبر، علی و خدیجه: را ویران کردند.[5]

بیست روز پس از تصرف مکه، امیر سعود به قصد تصرف جدّه و دستگیری شریف غالب، امیر مکه که آن زمان در جدّه به سر می‏برد، به‌سوی جدّه حرکت کرد. او شهر را به مدت هشت روز به محاصره درآورد، ولی زیر فشار توپ‏خانه‏هایی که از شهر محافظت می‏کرد، از اشغال جدّه منصرف شد و با شنیدن خبری مبنی بر اینکه ایرانی‏ها به دستور فتحعلی‏شاه قاجار قصد تصرف نجد را دارند، به نجد بازگشت. با بازگشت امیر سعود به نجد، شریف غالب با توپ‏خانه‏ای که به او هدیه شده بود، به قصد تصرف مکه حرکت کرد و در درگیری سختی با وهابیان، مکه را به تصرف درآورد، ولی در سال 1219ق مکه دوباره به محاصره لشکر امیر سعود درآمد. در این شرایط، زندگی بر مردم مکه آن‏قدر سخت شد که هر آنچه در دسترسشان قرار می‏گرفت، برای رفع گرسنگی می‏خوردند، تا اینکه شریف غالب در سال 1220ق عقاید وهابی‏ها را مبنای حکومت خود قرار داد و پیرو امیر سعود گردید.[6] بدین‏وسیله بر اساس توافق به‌عمل‌آمده میان شریف غالب و امیر سعود، تا سال 1227ق حکومت مکه به شریف غالب سپرده شد.[7] به دنبال تسلیم شدن شریف غالب و تصرف مکه به‌دست وهابی‏ها، شماری از علمای وهابی از جمله رئیس آنها، حمید بن‌ناصر تبشیری، برای تبلیغ اندیشه‏های وهابیت وارد مکه شدند و بدین ترتیب سلطنت وهابی‏ها در مکه تثبیت گشت و تا شمال مکه گسترش یافت.[8]

2ـ3. حمله به مدینه

وهابیان به دستور ابن‌سعود در سال 1220ق به مدینه حمله کردند و پس از یک سال و نیم محاصره، شهر را به اشغال درآوردند. قاضی شهر را که از سوی دولت عثمانی منصوب بود، از شهر بیرون کردند و مردم را از زیارت مرقد مطهر پیامبر و بزرگان مدفون در بقیع بازداشتند.[9] آن‏گاه امیر سعود به وهابیان دستور داد تا آثار و قبور بقیع را ویران کنند. ازاین‏رو همراه مردم به قبرستان بقیع یورش بردند و آنچه از قبه‏ها و آثار بر روی قبور بود، با خاک یکسان کردند؛ از جمله قبر چهار امام معصوم (امام حسن مجتبی، امام زین‏العابدین، امام محمد باقر و امام جعفر صادق:) و همچنین قبر عبدالله، پدر پیامبر اسلام، را خراب کردند و هر آنچه از اشیای قیمتی و گران‏بها یافت می‏شد، به غارت بردند.[10]

بسیاری از مردم مدینه را ناکثین خواندند و آنها را به خاک و خون کشیدند. پس از ده روز، از خدام حرم نبوی که یک نفر از اهل سودان بود، خواستند محل جواهرات و خزائن حرم را به آنان نشان دهند. آنان نپذیرفتند. امیر سعود دستور داد آنها را شکنجه کنند و آنان به اجبار محل خزائن حرم را نشان دادند. وهابیان نیز تمام آن را به تاراج بردند. پول نقد و جواهرات بسیاری در آنجا بود.[11]

3. هجوم به مناطق عراق

3ـ 1. حمله به کربلا

براساس نقل صلاح‌الدین مختاری، از نویسندگان وهابی، وهابی‌ها به فرماندهی امیرسعود در سال 1216ق با لشکری عظیمی از مردم نجد و عشایر جنوب و حجاز و تهام، به‌سوی عراق حرکت کردند. آنان در ماه ذی‏قعده به شهر کربلا رسیدند و آنجا را محاصره کردند.[12] سپس به صورت غافل‏گیرانه وارد کربلا شدند و بسیاری از اهل آنجا را در کوچه و بازار و خانه‏ها کشتند. آنان گنبد حرم امام حسین7 را خراب کردند و جواهرهای حرم را به چپاول بردند و سنگ روی قبر را که با دانه‏های زمرد و یاقوت و جواهرات دیگر آراسته شده بود، کندند. آنچه از اموال، اسلحه، لباس‌ها، فرش‌ها، طلاها و قرآن‏های نفیس در شهر یافتند، ربودند[13] و نزدیک ظهر از شهر بیرون رفتند؛ در حالی که نزدیک به دو هزار تن از اهل کربلا را کشته بودند.

امیر سعود با سپاهی مرکب از بیست هزار مرد جنگی به شهر کربلا حمله‏ور شد و جنایاتی در شهر کردند که در وصف نمی‏گنجد. حتی گفته‏اند آنان در یک شب بیست هزار تن را به قتل رسانیدند.[14] نزدیک به پنجاه نفر را نزدیک ضریح و پانصد نفر را بیرون ضریح و در صحن کشتند و به هرکس می‌رسیدند، بی‏رحمانه او را از میان برمی‌داشتند و حتی به پیران و خردسالان نیز رحم نکردند.[15]

میرزا طالب اصفهانی مقیم هندوستان، در سفرنامه خود از هنگام بازگشت از لندن و عبور از کربلا و نجف چنین گزارش می‌دهد:

قریب 25هزار وهابی با اسب‏های عربی و شترهای نجیب وارد نواحی کربلا شدند و صدای «اقتلوا المشرکین» و «اذبحوا الکافرین» (مشرکان را بکشید، کافران را سر ببرید) سر دادند. بیش از پنج هزار نفر را کشتند و زخمی‏های بی‏شماری به جا گذاشتند. در صحن مقدس، خون از بدن‏های سربریده، روان [و] گنبد و حجره‏های صحن از لاشه مقتولان پر بود. شدت آن حادثه به‌حدی دلخراش و سنگین بود که وقتی من بعد از یازده ماه مجدداً وارد شهر کربلا شدم، هنوز این حادثه آن‏قدر تازگی داشت که به جز نقل آن حادثه چیز دیگری نبود و راویان این حادثه بزرگ، در اثنای حکایت می‏گریستند و از شنیدن آن موها بر اندام راست می‏شد.[16]

سنت جون فیلبی می‏گوید: «شمشیر بر گردن‏های اهل کربلا نهادند و مردم را بی‏رحمانه کشتند و همه اشیای قیمتی را غارت کردند».[17]

دکتر محمد عوض الخطیب می‏گوید:

لشکری نزدیک به بیست هزار نفر از اعراب نجد، کربلا را محاصره کردند و ناگهان وارد آن شدند اهل آنجا را به‌سرعت کشتند و حتی برای کودکان نیز راه نجاتی نبود. خزینه‏ها و جواهرهای نفیس را بردند و ضریح را از جای خود کندند... موقعیت بسیار وحشتناک و قربانگاه بس بزرگی بود که خون به سیلاب تبدیل شده بود.[18]

3ـ2. حمله به نجف اشرف

وهابیان پس از کشتار بی‏رحمانه اهل کربلا و هتک حرم حسینی راهی نجف شدند. چون اهل نجف، جریان کربلا و غارت مدینه را شنیده بودند، کمی آمادگی داشتند. و برای دفاع برخاستند، حتی زن‏ها نیز از خانه‏ها بیرون آمده بودند و مردان خود را بر می‏انگیختند تا اسیر قتل و غارت وهابی‏ها نشوند. در نهایت این کار باعث شکست مهاجمان و عقب‏نشینی آنان گردید.[19]

آنان در سال 1221ق بار دیگر به نجف حمله کردند و نزدیک بود شهر را تسخیر کنند، ولی باز شکست خوردند و شماری از آنها کشته شدند و لشکریان برگشتند. آنان در جمادی الثانی سال بعد (1222ق) دگر بار به نجف هجوم آوردند، ولی اهل نجف که آمادگی کامل داشتند، از شهر دفاع کردند. وهابیان در سال 1225ق نیز به نجف و کربلا حمله کردند و راه زوار را بستند و شمار زیادی (نزدیک به یک‏صد و پنجاه نفر از زائران) را میان کوفه و نجف کشتند. خلاصه اینکه حملات پی‏درپی آنها به شهر نجف با ناامیدی تمام به شکست و خواری انجامید[20] و در مدت نزدیک به ده سال، چندین بار به‌شدت این دو شهر را مورد هجوم قرار دادند.[21]

... و در دوران معاصر نیز آنان هزاران تن از حجاج بیت‌اللّه الحرام را در چهارم ذی‌الحجه سال 1407ق (9 مرداد 1366) به جرم سر دادن فریاد برائت از مشرکین در مکه، حرم امن الهی، به خاک و خون کشیدند و مردم بی‌دفاع کشورهایی چون بحرین، اردن، مصر، الجزایر، تونس، لبنان، سوریه، بحرین، ایران، افغانستان، پاکستان و ...را به قتل رساندند و نمونه‌های دیگر جنایات و خشونت‌های این فرقه را در برخی از کشور های منطقه مانند عراق ، بحرین، سوریه، یمن و... شاهد هستیم. اینها تنها نمونه‌هایی از عملکرد خشونت‌بار این قبیله خشونت‌طلب است که به اختصار بازگو کردیم.





[1]. ر.ک: تاریخ نجد و دعوت الشیخ محمد، سنت جون فیلبی، بیروت، بی‌تا، فصل سوم غزوات، ص95؛  تاریخ آل‌سعود، ناصر سعید، بیروت: منشورات اتحاد الشعب الجزیرة العربیة، بی تا، ج1، ص 31 ؛ تاریخچه نقد و بررسی وهّابی‌ها، سید محسن امین، برگردان: سید ابرهیم سیّد علوی، تهران: انتشارات امیرکبیر، 1367، ص13ـ 76.
[2]. «سار عبد العزیز غازیاً بجمیع المسلمین وقصد بلد ثادق و نازلهم و حاصرهم و وقع بینهم قتال وقطع شیئاً من نخیلهم فأقام على ذلک أیّاماً، و قتل من أهل البلد ثمانیة رجال، و قتل من المسلمین ثمانیة رجال. غزا عبدالعزیز إلى الخرج فأوقع بأهل الدُلَم وقتل من أهلها ثمانیة رجال ونهبوا بها دکاکین فیها أموال، ثمّ أغاروا على أهل بلد نَعْجان وقتلوا عودة بن على ورجع إلى وطنه، ثمّ بعد أیّام سار عبدالعزیز بجیوشه إلى بلد (ثَرْمَدا) و قتل من أهلها أربعة رجال وأصیب من الغزو مبارک بن مزروع. ثمّ إنّ عبدالعزیز کرّ راجعا و قصد «الدُلَم» و «الخُرْج» فقاتل أهلها ±  ² وقتل من فزعهم سبعة رجال وغنم علیهم إبلاً کثیراً. غزا عبدالعزیز منفوحة وأشعل فی زروعها النار؟! وأخذ کثیراً من حللهم وغنم منهم إبلاً کثیراً وقتل من الأعراب عشرة رجال» (عنوان المجد فی تاریخ النجد، عثمان بن بشر نجدی حنبلی،  تحقیق: محمد بن‌ناصر ستری، بیروت: دارالحبیب، بی‌تا، ص34و 43).
[3]. «أتوا بلاد حرْمة فی اللیل و هم هاجعون... فلمّا انفجر الصبح أمر عبدالله علی صاحب بُندق یثورها، فثوروا البنادق دفعة واحدة فارتجت البلد بأهلها و سقط بعض الحوامل، ففزعوا و إذا البلاد قد ضبطت علیهم و لیس لهم قدرة ولا مخر. ففرّ أهل الریاض فی ساقته الرجال والنساء والأطفال لا یلوى أحد على أحد، هربوا على وجوههم إلى البریّة فی السهباء قاصدین الخروج وذلک فی فصل الصیف، فهلک منهم خلق کثیر جواً وعطشاً. فلمّا دخل ± ° عبدالعزیز الریاض وجدها خالیة من أهلها إلاّ قلیلاً فساروا فی أثرهم یقتلون ویغنمون.ثمّ إنّ عبدالعزیز جعل فی البیوت ضبّاطا یحفظون ما فیها. و حاز جمیع ما فی البلد من الأموال والسلاح والطعام والأمتاع وغیر ذلک وملک بیوتها ونخیلها إلاّ قلیلاً» (عنوان المجد فی تاریخ النجد، ص60و67).
[4]. فجر الصادق، جمیل صدقی زهاوی، مصر: الواعظ، 132ق، ص22؛ الدّرر السنیّة فی الرد علی الوهابیة، احمد بن‌زینی دحلان، استانبول: مکتبة ایشیق، 1396ق، ج1، ص45.
[5]. الدرر السنیّة فی الرد علی الوهابیة، ج1، ص45.
[6]. عنوان المجد فی تاریخ النجد، ج1، ص153.
[7]. الدرر السنیّة فی الرد علی الوهابیة، ج1، ص45.
[8]. تاریخ العربیة السعودیّة، الیکسی فاسیلیب، بیروت: شرکة المطبوعات، 1995م، ج1، ص139ـ140.
[9]. مخالفة الوهابیة للقرآن والسنة، عمر عبدالسلام، بیروت: دارالهدیة، چاپ اول، 1416ق، ص83.
[10]. تاریخ المملکة العربیّة السعودیة، صلاح الدین مختاری، بیروت، بی‌تا، ج1، ص91.
[11]. ر.ک: لمع الشهاب فی سیرة محمد بن عبد الوهاب، حسن جمال بن احمد الریکی، بیروت، 1967م، به نقل از المجلة الثورة الإسلامیة،  ش74، س1406ق، ص71.
[12]. تاریخ المملکة العربیة السعودیة، ج1، ص73.
[13]. عنوان المجد فی تاریخ النجد، ج1، ص121.
[14]. وهابیان، علی اصغر فقیهی، تهران: کتابفروشی صبا، چاپ اول، 1352ش، ص162.
[15]. ماضی النجف و حاضرها، محمدباقر آل‌محبوبه، بیروت: دارالأضواء، چاپ2، 1406ق، ج1، ص325.
[16]. مسیر طالبی، میرزا طالب اصفهانی، تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چاپ2، 1363ش، ص408.
[17]. رک: تاریخ نجد و دعوت الشیخ محمد، ص 142ـ143.
[18]. صفحات من تاریخ جزیرة العرب الحدیث، محمد عوض الخطیب، بیروت: دارالمعراج للطباعة و النشر، بی‌تا، ص176.
[19]. ماضی النجف و حاضرها، ج1، ص325.
[20]. صفحات من تاریخ الجزیرة العرب الحدیث، ص177.
[21]. تاریخ المملکة العربیة السعودیة، ج1، ص92.

تحقیقات تمام شد...امام موسی صدر شهید شده است

ک مقام دولتی لیبی از قول دادستانی این کشور ادعا کرد: ماجرای امام موسی صدر در داخل لیبی مساله ای تمام شده است و دادستان کل، اعلام کرده است که امام موسی صدر شهید شده و قاتلان او در لیبی اند و در حال حاضر در زندان به سر می برند.

یک مسئول حکومتی در لیبی اعلام کرد که امام موسی صدر، کشته شده است و قاتلان او در زندان به سر می برند.
«خالد الترجمان» مشاور سیاسی نایب رئیس اول کنگره ملی لیبی به خبرگزاری NOW گفت: ''ماجرای امام موسی صدر در داخل لیبی مساله ای تمام شده است. دادستان کل، حقایقی در این باره اعلام کرده است.''
او در این باره ادامه داد: ''امام موسی صدر شهید شده است. ما او را شهیدی در نزد خدا می دانیم. قاتلان او در لیبی اند و در حال حاضر در زندان به سر می برند.''
الترجمان خاطرنشان کرد که تحقیقات باعث ''فاش شدن هویت قاتلان امام موسی صدر شد. آن ها از مسئولان نظام سابق لیبی هستند.''
الترجمان از ارائه توضیحات بیشتر در این باره خودداری کرده و گفته است پرونده در دست دادستان کل است.
امام موسی صدر در سال ۱۹۷۸ پس از دیدار با معمر قذافی رهبر پیشین لیبی ناپدید شد. این ماجرا قذافی را به متهم اول در ناپدید شدن امام موسی صدر تبدیل کرد. قذافی اما همواره دست داشتن خود را در این ماجرا نفی کرده و می گفت که امام موسی صدر و دو همراهش، لیبی را به مقصد ایتالیا ترک کردند؛ ادعایی که صحت آن اثبات نشده است.
درخصوص سرنوشت "امام موسی صدر" بارها در رسانه ها اخبار ضد و نقیضی منتشر شده است.

محموله های سلاح در راه است

دولت آمریکا به 3 کشور عربی کمک کرده است تا 160 محموله سلاح را به دست عناصر مسلح و گروه‌های تروریستی در سوریه برسانند.

به گزارش العالم، روزنامه انگلیسی "تایمز" در گزارشی نوشت: دولت باراک اوباما و سازمان اطلاعات مرکزی این کشور به 3 کشور عربی کمک کردند که برای گروه‌های مسلح در سوریه سلاح بفرستند.این روزنامه به نقل از منبعی در وزارت دفاع آمریکا نوشت، 3 کشور عربی از طریق خاک ترکیه مقادیر بسیار زیادی سلاح برای گروه‌های مسلح ارسال کردند؛ این اقدام با اطلاع آمریکا و کمک دستگاه اطلاعات مرکزی این کشور (CIA)  انجام شد.

بر اساس این گزارش، تسلیح گروه‌های مخالف در سوریه از ژانویه سال 2012 و با فرود نخستین هواپیمای سی 130 یکی از کشورهای عربی با محموله سلاح در فرودگاه استانبول آغاز شد.تایمز تأکید کرد، تا این لحظه 3 کشور عربی 160 هواپیمای باری نظامی حامل سلاح را از طریق ترکیه به دست گروه‌های مسلح رسانده‌اند. اکثر این هواپیماها در فرودگاهی نزدیک "انکارا" فرود آمدند و محموله سلاح پس از آن به صورت زمینی به دست گروه‌های مسلح رسیده است.

"هاگ گریفت" از ناظران مرکز مطالعات صلح "استکهلم" گفت: ارزیابی صورت گرفته درباره محموله‌های سلاح و تجهیزات نظامی ارسال شده از طریق این پروازها، کمتر از 3500 تن نیست.این گزارش پس از آن اعلام می‌شود که اطلاعاتی درباره آموزش عناصر مسلح و تروریستها توسط آمریکا و هم پیمانان اروپایی آن در اردوگاه‌هایی ویژه در خاک اردن منتشر شده است.این اطلاعات درحالی منتشر می‌شود که دولت "باراک اوباما" رئیس جمهور آمریکا به ظاهر اصرار دارد گروه‌های مخالف در سوریه تسلیح نشوند و فقط به  ارسال "سلاح غیر کشنده" برای آنها اکتفا شود !

برخی کشورهای عضو اتحادیه عرب با آغاز بحران سوریه در اقدامی غیرقانونی و مشکوک عضویت این کشور را به حالت تعلیق در آوردند. این درحالی است که با آغاز بحران و جنگ در سوریه رسانه‌های حامی مقاومت در منطقه مانند "العالم" با وجود فشارهای بین المللی و تهدیدها توانستند دروغ پردازی رسانه‌های وابسته به کشورهای حامی مخالفان را رسوا، و فاش کنند که مخالفان مسلح در واقع باندها و تروریستهایی هستند که با حمایت مالی، تسلیحاتی، لجستیکی و آموزشی غرب و هم پیمانان منطقه‌ای آنها به ویژه قطر، عربستان، و ترکیه به سوریه اعزام شده‌اند.

پس از چند ماه از آغاز جنگ در سوریه برخی رسانه‌ها و محافل غربی نیز  مجبور شدند به وجود باندهای مسلح و تروریستی در سوریه اذعان کنند. و برخی کشورها مانند آمریکا برای مطرح کردن این ادعا که در سوریه از گروه‌های تروریستی وابسته به القاعده مانند "جبهه النصره" حمایت نمی‌کنند، این گروه را در فهرست سازمانهای تروریستی خود قرار دادند.به عقیده ناظران و کارشناسان مستقل و حتی مسئولان و سیاستمداران برخی کشورها، پافشاری آمریکا و غرب و هم پیمانان منطقه‌ای آنها برای حمایت همه جانبه از گروه‌های مسلح و تروریستی در سوریه به هر قیمتی، به هدف نابودی و براندازی نظام سوریه و محور مقاومت و تأمین امنیت رژیم صهیونیستی است.

زنان عربستانی شناسنامه دار میشوند!

مقامات سعودی تصمیم گرفته اند تا هفت سال آینده زنان این کشور را به داشتن کارت شناسایی ملزم کنند و این موضوع بحث و جدل گسترده ای در میان شیوخ افراطی وهابی برانگیخته است.

به گزارش العالم، وزارت فرهنگ و رسانه عربستان روز  دوشنبه 5 فروردین ـدر پایان جلسه هفتگی دولت به ریاست «سلمان بن عبدالعزیز ولی‌عهد» در بیانیه ای اعلام کرد که دولت تصمیم گرفته تا هفت سال آینده، شناسنامه را به عنوان تنها وسیله اثبات هویت زنان بشناسد.
شیوخ تندروی وهابی مخالف چاپ عکس زنان در کارت شناسایی هستند، چنان که شیخ عبدالعزیز بن عبدالله آل‌الشیخ مفتی عربستان خواستار جایگزینی اثر انگشت به جای عکس صورت شده و تاکید کرده که اگر این امر ممکن شود، بهتر است.
گفتنی است نمایندگان مجلس عربستان در نوامبر سال گذشته با تصویب طرحی با اکثریت آراء، زنان را ملزم کردند که در یک روند تدریجی تا هفت سال آینده شناسنامه ملی اخذ کنند.در همین حال روزنامه های عربستانی نوشتند: طرح استفاده از اثر انگشت به جای عکس برای احراز هویت زنان سعودی هم اکنون از سوی وزارت کشور درحال اجراست.این طرح که مجری آن مرکز داده های ملی است، از سوی برخی محافل دینی تندرو با استقبال روبرو شده است.

"جبهة النصرة" مسؤولیت ترور ریاض الاسعد را بر عهده گرفت

یک گروه تروریستی در سوریه مسؤولیت عملیات دیروز برای ترور فرمانده یک گروه تروریستی دیگر را بر عهده گرفت.

به گزارش موعود به نقل از ابنا، گروه تروریستی موسوم به "جبهة النصرة" مسؤولیت عملیات دیروز برای ترور «ریاض الاسعد» را بر عهده گرفت.این گروه که مرتبط با شبکه وهابی "القاعدة" است با صدور بیانیه ای اعلام کرد که اعضای آن خودروی حامل اسعد را در شهر "دیر الزور" هدف قرار دادند.
این گروه ریاض الاسعد را به "مزدوری آمریکا، غرب و ترکیه" متهم کرد.شایان ذکر است ریاض الاسعد فرمانده گروه تروریستی موسوم به "الجیش السوری الحر" دیروز هدف یک انفجار قرار گرفت وگرچه کشته نشد، اما یک پای خود را از دست داد.